سیرتاریخی کتابخانه هادر ایران پیش ازحمله تازیان

                      درموردکتابخانه های ایران پیشازاسلام غیرازتالیف سه جلدی دکتررکن الدین همایون فرخ پژوهشهای زیادی نشده وبه نظرمن این نوشتاربهترین پژوهشی است که تاکنون منتشرگردیده است.وازآنجایی که بیشترمردم ایران براثرالقائات عربهاوبنی امیه وبنی عباس که تمام آنان ازنداشتن پیشینه تاریخی وتمدنی مانندایرانیان رنج می بردندودر برابر ایرانیان احساس حقارت داشتندوتاکنون هم ادامه داردوعرب پرستان که دوره پیش ازاسلام ایران رامخالف ومتضادبادوره اسلامی می دانندتلاش دارندبااین دوره باسکوت برخوردنمایندویابابدگویی یادکنندویاآنهمه نوشته هارادراین موردکه ازکتابهایی برداشته شده است که مورخین معاصربرای نوشتن تاریخ دوره اسلامی ازآن تاریخهاسندمی گیرند،انکارکنند.دردوره حکومت بنی عباس نگهداری کتابهای دوره ساسانی وپیش ازاسلام جرم بودوداشتن کتابهای زندیک وکفرآمیزحساب می شدویکی ازگناهان افشین فرمانده ایرانی معتصم عباسی که متهم به تهیه زمینه یک کودتابودوبوسیله قاضی بغدادمطرح گردید،داشتن کتابهای زندیک بودودرمحاکمه وی به عنوان یکی ازاتهامات بکاربرده شد.درواقع عربهابازرنگی تمام احساس حقارت خودرادربرابرگذشته درخشان ایرانیان وتاریخ آن به این ترتیب پنهان می کردند.والبته برای کم کردن شدت پایداری هادربرابراعراب هم موئربود.این پژوهش که درموردکتابخانه های  ایران باستان انجام گرفته است پژوهشی است پرمعناوپرباروجامع که ازوجودکتابخانه های بسیاروتمدنی درخشان یادمی کندکه بوسیله عربهای بی تمدن وبیابانی نابودشد.این متن که کمی کوتاه ترشده است،جزیی ازکتابی به نام«پاسخ به تاریخ» میباشدودرجواب فیلم۳۰۰ که خشایارشاه وسربازان اورابه وحشیگری متهم می کندنوشته شده است. متاسفانه کسانی که نتیجه قرنها زحمات وکوشش ایرانیان رانابودکردندهمراه بااسلام وبه نام جهادبه ایران آمده بودند.

    دکترفاروق صفی زاده ازچهره های فعال تاریخ نویسی ایران می باشدکه درمدت کمی هشت مدرک نحصیلی دکتراوپسادکتراگرفته وتاکنون بیش از ۳۰۰ جلدکتاب نوشته است. مهمترین تالیف وی « تاریخ ایران ازابتداتاانقلاب اسلامی» در۳۵۰۰ صفحه می باشد.

مدارک تحصیلات وی طبق نوشته تارنمای مهر،به این ترتیب میباشد:۱-درجه اجتهاددرفقه ۲-دکترای الهیات۳-دکترای فلسفه پزشکی ۴-دکترای علوم متافیزیک۵-دکترای علوم تاریخی۶- دکترای فرهنگ وزبانهای باستانی ۷-پسادکترای ایرانشناسی ۸-پسادکترای ادیان.  

وی بازبانهای اوستایی،پهلوی،پارسی،مادی باستان،سانسکریت،عبری،عربی ،کردی ،ترکی ،فارسی ،انگلیسی،و…آشنایی کامل دارد.وبیش از ۲۰۰۰مقاله نوشته است ودرعین انجام فعالیتهای علمی،فعالیتهای گوناگون اجتماعی هم داشته است.*

درشهرستان تکاب آذربایجان باختری به دنیاآمده ودوره های ابتدایی وراهنمایی رادرتکاب ودوره دبیرستان رادراراک ودوره های دانشگاهی رادرایران وهندوستان وآمریکا گذرانیده است.

خواننده پس ازمطالعه کتاب به عظمت وشکوه ایرانیان باستان وفرهنگ وتمدن آنان پی می برد.ومتوجه می شودنیاگان مابرای میراث مادی ومعنوی که برای فرزندان خودگذاشتندتاچه اندازه رنج بردندوزحمت کشیدند.هنگامی که اینجانب که مدیرتارنمای وارش می باشم دریک نامه به کم بودن تعدادکتابهای نوشته شده درموردایران پیش ازاسلام ازیک مجموعه بیست جلدی تاریخ ایران ،انتقادکردم ،فردی که آشکار نیست چگونه پس ازدو ماه ،سر وکله او پیداشدوبه جواب دادن پرداخت وبخش بزرگترپرسش مراهم بی جواب گذاشت درجواب نوشت که قرن های پیش ازپیدایش اسلام قرون خالی بوده است.البته باوجودازبین بردن کتابخانه های شهرهای ایران،کتابهایی هم درخانه هاودردست مردم باقی مانده بودکه عربهاموفق به ازبین بردن آنهانشده بودندوباترجمه آن هابه عربی وپارسی یک جنبش بزرگ علمی دردوره اسلامی بوجود آمدکه ایران درآن پیشتازبودوایران راپیشروتمدن جهان کرده بودوازاین نظرهم ایران واسلام مدیون ایرانیان پیش ازاسلام ورهبران دانش دوست آنها می باشند.درواقع پیشتازی ایران درتمدن اسلامی جای شگفتی نداردوحرکت برزمینه وبسترتمدن پیش ازاسلام خودبودکه موجب ایجادآن تمدن درخشان درایران شد.کسانی که ازدرون ایران جنایتهاونابودیهای عربهای مهاجم راتوجیه ویاانکارمیکننددرواقع همکارهمان عربهای بی فرهنگ می باشندولی سرسفره ملت ایران نشسته اند.

*پاسخ به تاریخ ص۴۷۵،مسئولیت های دکترفاروق صفی زاده

                      *                      *                    *

گفتارمورخ

یکی ازپرارج ترین ره آوردتاریخ پرتلاش جامعه انسانی ،کتاب وکتاب نویسی است. درآریانا(سرزمین ایرانویج)برپایه های یافته های باستان شناسی گذشته ی این پدیده سخت چشم گیروتابناک است.گرچه آریایی ها،تاآنجاکه ازیافته های باستانشناسی درنقاط متمدن جهان باستان روشن گردیده،آشکار شده است که نسبت به ملل متمدن حوزه های نیل ومیان رودان(بین النهرین)وحتاباشندگان بین دریای سی کیانک ونیسی کیانک چین،دیرتردراین راه گام برداشته اند.ولی ره آورد فکریشان بدون چشم پوشی وگذشت استوارومتین است.

به شهادت تاریخ،متن های اوستابرروی  دوازده هزارپوست گاوبه آب طلانوشته شد. تبری دراین باره می نویسد:«گشتاسب دبیران رابنشاندتاآنچه زردشت می گفت ،که ازآسمان به من وحی آمده است ،که نشینندبه آب زر،وپوست های گاوراپیراست وازآن قرتاس کرد،مصحفهاساخت واین سخنان رازردشت که می گفت ازآسمان بمن وحی آمده درآن مصحف هابفرمودتاثبت کردندودوازده هزارگاوراپوست بیاهیخته بودوپیراسته وآن همه پوست هانبشته ازسخنان اوبه آب زر…۱

ثعالبی،عین روایت طبری رادرباره نبشتن ، متن اوستاروی پوست دوازده هزارگاوتاییدمی کند.۲

مسعودی تعدادگاوهارابه هجده هزاربالامی برد،اماعقیده داردکه چون کتاب زردشت راکسی نیافت،تفسیری برآن درهجده هزارمجلدبه طلانوشت.۳

این روایات همه بیان کننده آن است که درنهاددوره افسانه ای تاریخ ماحقایقی نهفته است که می توان دراثرکاوش های ژرف گرانه به ارزش های آن پی بردکه همان نوشتن کتاب است.ودراین شکی نیست که پوست وسیله ای برای نوشتن بوده واینکه واقعا درآریاناازاین وسیله استفاده می کرده اند.

اسنادومدارک مورداعتمادبیانگراین حقیقت اندکه آریاییهادرحوزه فعالیت خویش بااستفاده ازموادمناسب درمحیط زندگی خویش اوراقی رامی نوشتند. ابوریحان بیرونی اظهارمی داردکه  مردمان جنوب هند،نتایج افکارواندیشه های خودرادربرگ های ضخیم وپهن ثبت می کردند۴.

وبنابراظهارات مسعودی،رای هندنامه ای راکه برای خسروانوشیروان ساسانی فرستاد،برپوست درختی بود.۵

ازآنجاکه دربلخ پوست گاووسیله بهترنوشتن تشخیص داده شده بود،درنوشتن اوستاازآن استفاده به عمل آمد.

 ازحفریات بیشترشهرهاومناطق تاریخی گستره ایران بزرگ،نتایجی مطلوب بدست آمده وبیشترین بخش مفاخرتاریخی مااززیرخاک توده های اعصار،چهره ا ش نمایان شده وتاریخ مستندمارامستندترکرده است.ازجمله آثارپرارجی که بدست آمد،کشف تعدادی اوراق کتبی ازبامیان است که قدمت کتابنویسی رادرمیان آریاییان پیش ازاسلام نشان می دهد.

این کتاب شامل یک تعداداوراق نوشته شده ازپوست درخت است که درسال ۱۹۳۰ ازبخش شرقی هیکل ۳۵ متری بوداتوسط ماکن باستانشناس فرانسوی کشف شدوسیلواوی درسال ۱۹۳۲ آن رادرمارچ ژورنال ازیاتیک به نشررسانید. ۶

بنابه عقیده سیلولوی قدیم ترین آثارکشف شده مزبورمحصول قرن های ۳و۴ وجدیدترین آنهامتعلق به سده های ۷و ۸ مسیحی است وعروج وزوال بوداییان بامیان نیزباهمین تاریخ هامطابقت دارد.۷

باستان شناس یادشده خاطرنشان می سازداین کتاب ها،یادرخودبامیان،بنابه ضرورتی که احساس می شد،نوشته شده ویا ازکتابخانه های دیگرایران به این کتابخانه آن انتقال یافته اند.۸

مراکزفرهنگی ازپدیده هایی هستند که بنابه اقتضای تمدن وایجاب حیات پرجنب وجوش شهری ایجادمی شوند.کتابخانه  هاکه خودکانون های حفظونشرفرهنگ ودانش به شمار می روند،درقراردارندوهرجامعه ی دانش پسندودانش جوبه بنیادنهادن کتابخانه درحدمقدور،اساساضرورت مبرم می نماید.بنابرسنت فرهنگی جامعه آریایی دربلخ،پس ازآنکه اساس  شهری راکه اندکی بعدشهرت جهانی پیداکرد،ریختند،درصددبنیادنهادن کتابخانه ای برآمدند.

مورخان وپژوهشگران همه دردرست بودن این خبراتفاق دارندکه زرتشت دربلخ به تبلیغ وانتشارکیش نودست یازیدومذهب خود رابه جامعه آریایی تقدیم کرد.قبول گشتاسب ،شاه ایران آیین مزدایی راسبب گردیدکه کیش مزبوردامنه وسیعتری پیداکند.گشتاسب دبیران راگردآوردوامرنوشتن اوستارابرپوست دوازده هزارگاوداد:«آنگاه گشتاسب این کتاب رااندرگنج خانه خویش بنهاد،خانه ازسنگ وموکلان رابرآن گماشت ومردمان عامه رانسخت آن ندادمگرخواص راو امروزبدست همه مغان اندرنیست وآن کسان که دارندهم تمام ندارند».۹

 ازگفته های بلعمی روشن می شودکه کتاب اوستارادرگنج خانه نگهداری می کردند که همین گنج خانه رامی توان کتابخانه نامید.کتابخانه ای که تنهاصاحبان دانش مزدایی (مغان) ازآن بهره می اندوختند.گفته ثعالبی نیزمویدنظرتبری است.اونیزبه حفظ کردن اوستادرجای امنی اشاره می کند.به گفته ابن بلخی،ویشتاسب کتاب اوستارادرکوه نفشت جای داد.۱۰ 

 ازمحتوای گفتارهای همه مورخان پیداست که گشتاسب آتشکده هاساخت ونسخه های اوستارابرای استفاده مزداپرستان در آن گذاشت تادرپرتوآتش شعله دارازموادانباشته شده درکتاب هابهره مندشوند.

روایت های تاریخی مابیانگراین حقیقت اندکه نخستین کتابخانه هادرآریانای باستان ،معبدهاهستند.نسخه ای ازاوستا،نوشته شده درقرن هشتم مسیحی ازسمرقندبدست آمده که درآن نوشته شده است «زردشت بدستورویشتاسب ۱۲ هزارنسخه راجع به دین خود،روی پارچه های طلا نوشت وآن رادرخزانه آتشکده ورهران نهاد.»احمدعلی کهزادعقیده دارداین خزانه همان کتابخانه شابیگان است.۱۱   

 پس ازمعبدهاجای دیگری که شایستگی نگهداری کتاب وتاسیس کتابخانه راداشت،کهن دژهابود.نظربه گفته یاقوت حموی ،کهن دژهادژهای  باستانی دروسط شهرهابودند.بنابرگفته ابن الندیم باستنادگفته ابومعشربلخی درکتاب اختلاف الزیجات راجع به کتابخانه های کهن دژاظهارمی دارد،آرین هابرای حفظ آثاروکتاب هاازآفت های طبیعی وحوادث اجتماعی ،به وسایلی متوسل می شدندکه توان پایداری رادربرابر رویدادهای یادشده دارامی بود.ازاین رودرآثارخودپوست درخت خدنگ راکه به نام توزیاد می شد،به کارمی بردند.زیرااین پوست هادربرابرعفونت و پوسیدگی پایداری داشته به زودی فاسدنمی شدند.بعدهاملت های هندوچین این شیوه راازآرین هایادگرفتندودرنبشته های خودازاین پوست استفاده می کردند.آنگاه که آرین هاآثارخودرابوجودمی آوردند،محل قابل اطمینانی رابرای اینکه دربرابرحوادث روزگاروآفت هاازبین نرود،برای آنهاتعیین می گردندوتابدست آیندگان برسد.برای این کارساخنمان های کهن دژرامناسب یافتند.

خط وسیرنفوذ آن درآریانا(ایران باستان)

دراین هیچ شکی نیست که پیدایش خط درجهان ازایران باستان بوده است.برای نمونه مادرایران باستان ۱۶ نوع خط والفباداشته ایم که هرکدام ازاین خط هاوالفباهابرای امرویژه ای بکارمی رفت.

خط والفباهای ایران باستان

۱-دین دبیره:۴۸ حرف داشت.

۲-وش دبیره:۳۶۵حرف داشته که همه آواها وآهنگ های طبیعت رابااین خط می نوشتندوبعدهاازروی همین خط ایرانیان ۷ نت موسیقی را ابداع کردند.

۳- گشته دبیره: ۲۳ حرف داشت که با آن پیمان نامه هاوفرمان هارامی نوشتند.سکه هاهم بااین حروف نوشته می شد.

۴- نیم گشته دبیره :۲۸ حرف داشت ودانش فلسفه وپزشکی رابااین الفبامی نوشتند.

۵- شاه دبیره:بااین الفباپادشاهان مسایل خودرامی نوشتند.برای حفظ اسرارکشوراین الفباتنهابرای پادشاهان بود.

۶- ام دبیره:ام ازریشه هام،هه وهمان است که درتازی به عام معرب شده است.این الفباویژه عامه مردم بودواصلا نقطه نداشت.

۷- رازدبیره:دارای ۴۰ حرف بودکه پادشاهان رازهای خودرابرای مردم کشورهای دیگرمی نوشتند.

۸- راس دبیره:که۲۴حرف داشت وفلسفه ومنطق راباآن می نوشتند.

۹- فروده دبیره:الفبای ویژه نامه های مخصوص وکتابت.

۱۰-داددبیره :ویژه فرمان هاوقضاوت.

۱۱- شهرهماردبیره:الفبای گنجینه دارکشور.

۱۲-کده هماردبیره:الفبای ریاضیات.

۱۳-گنج هماردبیره:الفبای گنج هاوگنجینه ها.

۱۴-اهرهماردبیره:نویسه والفبای نویسه والفبای آخورهاوستورگاه ها.

۱۵- اگران هماردبیره :الفبای شمارش وریاضیات آتشکده ها.

۱۶- روان گان هماردبیره:نویسه والفبای روانگانه هاووابسته ها.

Picture 054Picture

اختراع خط والفبادررشدوبالندگی تمدن بشری وبسط وگسترش آن،اثرمثبت وپرارزشی راازخودبرحای گذاشت .ملتهایی که ازاین موهبت تاریخ یعنی اختراع خط برخوردارشدند،توانستنداسنادی درخورپذیرش پژوهشگران درباره دیرپای بودن وباستانی بودن فرهنگ وتمدن خویش برای نسل های آینده به جاگذارند.

به نظرپژوهندگان ژرف نگرجهان ما،گسترش خط،محصول تلاش های بازرگانی اقوام آریایی فنیقی است.راوندی می نویسد: فنیقیان ضمن فعالیتهای بازرگانی حرف هجاراکه تمام قبایل آریایی درتکامل آن دست داشتند،به یونانیان وسایرملت هامنتقل نمودند۱۳

وچون فعالیتهای بازرگانی بعدهانیزدرانتقال خط ازیک حوزه به حوزه دیگرموثرواقع شد،بادرک همین موضوع ویل دورانت مورخ شهیر معاصراین نظرراابرازمی داردکه :خط نویسی محصول ونتیجه فعالیتهای بازرگانی است.۱۴

به طوری که آورده شد،خط والفبای فنیقی ازدیدگاه تمام مورخین وپژوهندگان باستان وکاوشگران آثارکهن،پایه واساس خط های جهان می باشد.وفنیقی ها،ازسومریان آریایی که قدیمیترین ملت متمدن درجهان هستند،آموخته بودندوهمین آموزش تایونان باستان (مستعمره ایران)آریانای کهن دنباله پیداکرد. ۱۵

 مورخان رایج بودن دونوع خط رابه نام های براهمنی (مادی) که ازچپ به راست نوشته می شدوخروهشتی که ازراست به چپ نوشته می شد،نخستین خط های جهان درایران باستان می دانند.خط آرانی آریایی که به نادرستی به خط آرامی مشهور شده است نیزازخط های قدیم وباستانی ایران می باشد.۱۶

خط آرانی ازخطوطی است که مبنی برخط های سومری وفنیقی اند.این خط که مبنای خط پهلوی شمرده می شود،مدت هادر سرزمین های آریایی نشین مورد استفاده بودودرثبت اسنادکتبی ازآن استفاده می شد.خط آرانی یاآریایی ۲۲ حرف دارد.۱۷

خط میخی یاسه گوش (پیکانی) ازخط های قدیم آریایی است که بیش از۵ هزارسال پیش ازمیلاد،سومریان آریایی آن رااختراع کردند.مادی هابه  این خط صورت الفبایی دادند.۱۸

خط میخی سومری ۸۰۰علامت وخط انزابی آریایی ۳۰۰۰ علامت دارد. 

کتیبه های زیادی نیزبه خط براهمنی(مادی) به جای مانده است .این خط به مدت هفت قرن متوالی درمناطقی ازخراسان بزرگ کاربردداشته است.۱۹

خطخروشتی ازخطوط آریایی باستان،درمناطق گوناگون خراسان بزرگ ازقرن سوم پیش ازمیلادمسیح تاسده پنجم میلادی کاربرد داشته است وزبانهای سانسکریت وپراکریت عمومابااین رسم الخط نوشته می شد.برپوست درخت نوشته های زیادی بااین خط درخراسان بزرگ کشف شده اشت.۷۴ کتیبه به زبان خروشتی تاکنون بدست آمده است۲۰

 درکل خط آریایی ازنظر تنوع به چهارنوع تقسیم شده است:

۱-خط نگاری یانقشی :مانندهیروگلیف آریایی.                 

۲-خط نموداری یاعلامتی :دراین خط برای هرنام وفعل یانام معناواسم ذات،علامت ویژه تعیین کرده اند.

۳-خط آهنگی یاصوتی :دراین گونه خط هرحط یاشکل نشانه ی یکی ازصوت هاست.درزبان صاحبان این خط هانیزاغلب لغات با اصوات ومقطعات جداجدا ساخته شده است .مانندخط چین امروز.

۴-خطالفبایی :دراین نوع خط،هرحرف نماینده یک مخرج است وآن مخرج گاهی حروف مصوت وگاهی غیر مصوت راارائه می دهد.

کتاب نویسی درایران باستان 

 یکی ازپرارج ترین ره آوردتاریخ پرتلاش جامعه ی انسانی،کتاب وکتاب نویسی است ودرایران باستان این پدیده سخت چشم گیر و تابناک است.

اسنادومدارک مورداعتماد،بیانگراین حقیقت اندکه آریایی هادرحوزه فعالیت خویش بااستفاده ازموادمناسب محیط زندگی خود،اوراقی را می نوشتند.ابوریحان بیرونی اظهارمی داردکه مردمان جنوب ایران افکارواندیشه های خودرادربرگ های کلفت وپهن ثبت می کرد ند۲۱

بنابه اظهارمسعودی رای هند،نامه ای راکه برای خسروانوشیروان ساسانی فرستاد،برپوست درختی بود. ۲۲

 کسانی که درباره نشان دادن چهره ادوارباستا نی تاریخ شرق می کوشند،بلخ رامرکز پخش ونشرفرهنگ واندیشه آریایی می دانند.۲۳ 

 پژوهشگرانی که درباره متون اوستایی تحقیق می کنند،بلخ رامهدپرورش فرهنگ اوستایی می شناسندوبارتولدآریانای خاوری رامنشاکیش مزدایی وفرهنگ اوستایی می داند.۲۴

 کتابخانه آذرفرنبغ درکاریان پارس

اردشیربابکان درشهرکاریان پارس آتشکده بزرگی بنانهادکه بعدهاویژه موبدان ودستوران وهیربدان زمان ساسانیان شد.اودر زمانی که به فرمانروایی تمام پارس رسید،دستوردادتاکتابخانه ای درآنجادایرگردد.این کتابخانه نخست ازشهرهای دورونزدیک کتاب ونسخ ونوشته طلب کردودیری نپاییدکه تعادکتابهای آن به چندین هزارجلددینی وغیردینی رسید وگنجینه ای برای آموزش درجنوب ایران فراهم گردید.

 این کتابخانه هابعدهاوسعت یافت وتازمان یزدگردسوم دایربودوباکتابخانه های مشهورتیسپون وجندیشاپورهکاری علمی و فنی داشت.اماافسوس که پس ازتازش تازیان این یادمان های باارزش فرهنگی نابودواین گنجهای گرانبهای تاریخی نابودشدند. ۲۵ 

 گامهای دینی اردشیربابکان،چه درزمانی که فرمانروای پارس بودوچه درزمان شاهنشاهی برسر زمین پهناورایران زمین،یک نهضت علمی آموزشی رابهمراه داشت وتاجایی پیش رفت که درپایان پادشاهی او،دههاآموزشگاه ودههاکتابخانه ودهها مدرسه علمی درسرزمین های پارس وخوزستان وری وخراسان وتبرستان وهگمتانه وبرخی دیگرازاستانهای ایران بوجودآمد.۲۶

 برخی ازاین آموزشگاههای علمی ،نه تنهامربوط به آموزش امردینی بود،بلکه شماری ازآنهامربوط به حکمت وعرفان وفلسفه ونجوم بوده است وازدانش های روزجهان متاثرمی شدند.همچنین دراین گامهای فرهنگی،برخی ازدانشمندان ملل دیگرنیزشرکت داشتندورویهمرفته یک نهضت مقدس دانشی بوجود آمده بود.   

یکی ازبزرگترین بهره های این نهضت،گردآوری کتابهای دینی،فلسفی،نجومی،پزشکی،تاریخی بزبان پارسی باستان و یابزبان پهلوی اشکانی ازرساله هابه زبان سانسکریت بودندکه بیشتر آنهابه زبان پهلوی ساسانی درآمد.

علاوه براینها،اردشیربابکان کاروان هایی رابه میان رودان وهندوچین وحتایونان فرستادتاازنسک های ایرانی ویاازدیگر ملل جهان جمع آوری گرددوبه تیسپون حمل شود.۲۷

سه مکتب دینی واثرآنهابرجنبش فرهنگی علمی در ایران باستان:

درزمان شاپوریکم ساسانی 

شاپوریکم مانندپدرخوداردشیربابکان دین رسمی کشورپهناورایران رادین زردشتی می دانست ولی به اعتقادات ادیان غیر زردشتی هم احترام می گذاشت وبه گونه ای به آنهاآزادی عمل می داد.دراینجاازسه مکتب دینی که هریک به تبلیغ دین ومرام خودمشغول بودند،نام برده وبه طورکوتاه برآنهابحث می شود:

مکتب کرتیر 

موبدکرتیرباگامهای فرهنگی شاپوردرتیسپون وگندی شاپورهم صداشد.اوبودکه دربرپایی آموزشگاه آکادمیک دینی ویژه شناسایی هرچه بیشترفلسفه دین زردشتی دربیرون شهرگندی شاپوراقدام کرد.کرتیربااختیاراتی که ازشاپوردریافت کرد،موبدانی رابه سراسرایران گسیل داشت ودرکمترازدوسال هزاران کتاب ودست نویس وسنگ نوشته رابه تیسفون منتقل نمود.اوبودکه درگسترش دانش دینی درشهرگندی شاپوربا رومیان همکاری کردودین زردشتی رابه آنان شناساند.کرتیربرای نخستین بارکتابخانه ای رابنانهادکه  درحقیقت پایه اصلی جنبش های فرهنگی بعدی درگندی شاپورشد۲۹

 کرتیرعلاوه براینها،گروهی ازموبدان رابادرهم ودینارروانه ی میان رودان نمودوآنهارابه سوریه و اورشلیم ویونان(مستعمرات ایران) فرستادتاآنچه ازبقایای کتابهای علمی ایران رابیابند،به ایران بازگردانندوجداگانه کتابهای علمی سوریانی وعبری ویونانی راگردآوری کرده وباخودبه ایران بیاورند.درضمن به برخی ازهمین موبدان اختیاردادتابابرخی ازدانشمندان سوری ویهودی ومسیحی مصاحبه نموده وآنهارابه کوچ به گندی شاپور تشویق کنند.دیری نپاییدکه درگندی شاپورشماری ازدانشمندان وپزشکان وفلاسفه گردآمدندوگندی شاپورتبدیل به یک مرکزعلمی شد.کرتیربسیاری از کتابهای یونانی وسوریانی رابه پهلوی ترجمه کردودرکتابخانه تیسپون گردآورد۳۰

  مکتب زروان(زروانیسم)

دربرخی ازادبیات اوستایی وپهلوی به واژه زروان بر می خوریم که همیشه باواژه (اکرنه) به معنی بی کران همراه است.

دربخش سروش واژ،ازدفترخرده اوستاچنین آمده است: زروانهه اکرنهه:زروانهه درغوخدا نهه…۳۱

 ویادرنسک های ادبی مینوخرد،زروانیسم یازروانه به شکل «زروان درنگ خدای » آمده وحتادررساله بعضی ازمورخان اسلامی زروان به درنگ خدای تغییر دادشده …۳۲

 دردوره هخامنشیان وهمچنین درآیین مهرپرستی،زروانیسم جایی مهم داشت ودردوره ساسانیان،این مکتب به رشدقابل ملا حظه ای رسیدوپیروانی درمراکزی ازسرزمین ایران رابه خودجلب کرد.درحقیقت زروانیسم همان فرهنگ،دین زردشت بود،ولی خدای زروان غیرازاهورامزداموردپذیرش آن بود.استوره های چندی اززروانیسم ازدوران ساسانیان وجوددارد۳۳

 مکتب مانی

بنیانگذارمکتب مانی،مانی یامانی پرپانک (۲۷۶- ۲۱۶م) است که در ۲۲ سالگی رسالت خودراآغازنمودوآیین خودراکه مجموعه ای ازفرهنگ دین های زردشتی،عیسوی، وبودایی بود،به جهانیان معرفی کرد.مانی بوسیله برادرشاپور یکم (پیروز)،به شاپورمعرفی شد.مانی ازطرح آزادی دینهادرزمان شاپوریکم بهره گرفت وشاپورهم به اوحرمت نهاد.دیری نگذشت که مانی کتابی فلسفی نگاشت وآنرا شاپورگان نام نهاد۳۴.ودر روزتاجگذاری شاپوربه اوپیشکش کرد.شاپورنخست بامانی به مهربانی برخوردکرد،ولی بعدزیرفشارموبدان اوراازایران تبعیدنمود.مانی پس ازدرگذشت شاپوردرسال ۲۷۲میلادی دوباره به ایران بازگشت وازجانشین شاپور:هرمزاول مجوزدین خودرادریافت کرد.وآنگاه به میان رودان رفت ودراندک مدت بین عیسویان وزردشتیان پیروانی یافت.دربازگشت به تیسپون ،درزمان بهرام اول (۲۷۵-۲۷۲م) زندانی وشکنجه شدوسپس به قتل رسید(۲۷۷ م) ۳۵ فلسفه مانی باعلم نوین فیزیک برابری می کند.حرکت جوهری وسپس فیزیک کوانتم ونظریه نسبیت ازمضمون های فلسفه مانی می باشد.۳۶

دین اسلام تشابه زیادی بامکتب مانی نیزدارد.مانی علاوه برارایه ی فلسفه دین،ستاره شناس ،پزشک ونقاش هم بود.به همین دلیل دراواسط پادشاهی شاپور،زمان کوتاهی درگامهای فرهنگی باوی هم صدابود.بویژه برای گسترش دانش پزشکی وستاره شناسی وریاضی در گندی شاپورفعالیت کردوبه همین دلیل موردتوجه شاپوربوده است.

  جهش همه جانبه درزمان شاپوریکم ساسانی

  کلیدبرپایی سازمان های فرهنگی ،علمی وآموزشی                        

     بنابردههاماخذفارسی وغیرفارسی،درزمان شاپوریکم جهش های همه جانبه ی سیاسی ونظامی واجتماعی و فرهنگی وهنری درایران به وقوع پیوست که همه آنهادرخوربررسی فراوان است.

    درکتاب مجمع التواریخ والقصص آمده است :شاپورهمتی بسزاداشت،اندرزدادوانصاف وآبادانی وعلم،برسان پدر،اونیزبه کشورداری پرداخت .شهرهای بسیارساخت،چون بیشابور(شهرشاپور)،نیشابور(درخراسان)جندی شاپورو…

  دراخبارالحکماازقفطی( ۵۶۲-۴۶۲ه ق)آمده است:سبب ترقی جندی شاپورآن است که شاپورپس ازفتح انتاکیه ،وبه زنی گرفتن دخترامپراتورروم ،شهری ساخت به نام جندی شاپور.

 درکتاب تاریخ تمدن اسلامی جرجی زیدان آمده است:شاپورتوجه فراوانی به علم داشت وفرمان دادتاکتاب های فلسفی وستاره شناسی وپزشکی اززبان های یونانی وسوریانی وعبری رابه زبان پهلوی نقل ودرمجاری کتابهای جندی شاپورحفظ کردندتا مورداخذواقتباس مردم واهل علم قرارگیرد.درکتاب دانش های یونانی درشاهنشاهی ساسانی،ازدکترذبیح اله صفابه نقل ازالفهرست ابن ندیم آمده است:درزمان شاپور،موبدان وهیربدان به نگارش کتب طب وفلسفه وحکمت ونجوم پرداختند.درآن زمان دونوع خط وجود داشت،یکی خط گشته یا گشتگ(گشتگ دبیره)،ودیگری به نام راس شهریه،ولی بیشترین نسک هادراین  زمان به خط گشتگ بود.

درکتاب ایران درزمان ساسانیان ازکریستنسن آمده است:شاپوریکم ساسانی برتدبیردرسیاست وبرپیروزی درجنگهاوبر سازندگی وآبادانی درایران ونیزبرتوسعه علم ودانش ،بویژه پزشکی وفلسفه یکی ازشاهان بزرگ ایران است.

دست نویس شاپورسوم ساسانی(پورشاپوردوم ساسانی)

(۳۸۸-۳۸۲میلادی*)

این یادداشت رامن:شاپور شاپور،شاهنشاه ایران زمین،وکوشان وانیران به کارنامک پدرم شاپورارمزد (شاپوردوم)می افزایم:پدرم درنیمروز۲۶ امرداد،هفتادمین سال شاهنشاهی اش(۳۷۹میلادی) به هنگام نوشتن کارنامک خود،ناگهان به آرامی در گذشت.اورادرحالی که هنوز خامه دردست داشت،وسرش برصفحه کاغذافتاده بود،مرده یافتند.نقش لبخندی برلبانش دیده می شد. اوبه آخرین آرزوهایش رسیده بود…به خواسته پدرم این کارنامک رادرهفت لفافه وصندوق می گذارم وبرآن می نویسم ومهرمیزنم که تاهزارسال ناگشوده بماندوآن رادرزیرزمین کتابخانه تیسپون در کنجی ایمن می نهم تاکی گشوده شودوسرنوشتش چه باشد.

                                                                               مهروامضای شاپورساسانی،                                                                                               ۸۰۴اشکانی برابربا ۳۸۴ میلادی

بیشترتاریخ نگاران ونویسندگان صدراسلام ازشاپوردوم به نیکی یادکرده اند،همچون دینوری(۲۱۲تا ۲۷۶ه ق )،حمزه اصفهانی ( ۲۷ تا ۳۵۰ ه ق) ،گردیزی (پایان سده سوم)،ثعالبی(سده ۴)، ابن اثیر(۵۵۵تا ۶۳۰ ه ق)،و…

برپایی مدارس وکتابخانه های دینی درسراسرایران باستان

دگرگونیهاوتغییراتی که انوشیروان ساسانی در ده سال نخست پادشاهی خوددرایران پیاده کرد،درجهت منافع بیشترمردم ایران بود.گواینکه این برنامه های اجتماعی دینی او،ازمنافع رده موبدان تااندازهای کاست،امابرای خوشنودی این رده امتیازاتی درنظرگرفت.نخست اینکه دریافت مالیات ازموبدان باضوابط معینی محدودترازگذشته شدوبرای صدهاموبدوهیربددرآتشکده هامقرری بیشترازگذشته تعیین شد.سپس رده ی موبدان رابه فراگرفتن دانش دینی واداشت.آنگاه آتشکده هارانه تنهاجایگاه عبادت دانست،بلکه جای آموزش وپیوندموبدان قرارداد.اودرصدهاآتشکده ایران ،مدرسه وکتابخانه ایجادنمودودراین مدارس  به موبدزادگان آموزش دینی داده می شد.این برنامه درسراسرایران انجام گرفت.۳۷ 

مهمترین برنامه موبدموبدان درهراستان،ایجادمدارس وکتابخانه های دینی بودوآن گروه که استعدادوامکانات بیشتری داشتند،به پا یه ی علمی وفرهنگی بالاتری نایل می آمدند. 

کتابخانه های گندی شاپوروتیسفون وچپاول آنها

تاریخچه دانش کتابت درایران باستان به هزاران سده پیش ازمیلادمی رسد.خط های آریایی آرامی که خوداقتباس ازخط والفبای آریایی فینیقی است،هزاران سال پیش ازمیلاددربیشترجاهای ایران وجودداشته است۳۸ وخطهای بابلی ومیخی وزبان وخط اوستایی قدیم وپس ازآ نها،کتابت دوران اشکانیان به زبان پهلوی اشکانی وکتابهای دوره ساسانیان به زبان پهلوی ساسانی ودبیره گشتگ وزندوپازندبودکه همگی دلیل بزرگی بردانش علم کتابت ونوشته درایران بوده است

مهرهاوسکه هاونقش های سینه های کوه وجودهزاران نسک وصدهاماخذقطعی است که درزمان ساسانیان نگه داری ازکتاب، یعنی هنرکتاب داری  پیشرفت زیادی داشنه است.

درآغازفرمانروایی ساسانیان،اردشیربابکان که خودازتبارموبدان بود،بایک رستاخیزدینی فرهنگی ،هزاران کتاب گمشده ازگذشته خودرابازیافت وروایت است که ۸۰۰۰۰موبدوهیربددرسراسرایران بزرگ تجهیزشدندوهزاران کتاب یافتندوگنجینه های بزرگی بوجودآمد۳۹وآنچه کتاب دینی وفرهنگی وپزشکی وفلسفی ونجوم ازخودداشتندویایافتند،همه رادراختیاراردشیرومامورین دولت قراردادندودیری نگذشت که درسرزمین پارس چندین کتابخانه وازآن جمله کتابخانه مشهورآتشکده آذرفرنبغ(کاریان پارس) پرازکتاب گشت. می گویندموبدموبدان زمان (تنسر)برنامه ریزاصلی نگهداری کتاب هاشدوسپس درزمان شاپوریکم ساسانی موبدکرتیر۴۰وبعددرزمان شاپوردوم ساسانی موبدماراسپند۴۱به جمع آوری اوستاوکتابهای فرهنگ ملل دیگرپرداختند.گام بزرگ زمان شاپور دوم نوشتن ۲۱نسک اوستااست که شامل یک میلیون آیه بوده است .دراین دوره سفرایی به یونان وروم وهند فرستاده شدتاآنچه ازفرهنگ وادب وکتاب ورساله وآثارایرانی بیابند،به ایران حمل کنند.این سفیران درسرزمین های بیگانه نه تنهابه جمع آوری مآخذ ایران پرداختند،بلکه به کتابهای یونانی ومصری وارمنی ویهودی وهندی وچینی نیزکه دسترسی داشتند،همه را آماده وبه ایران فرستادندوبیک روایت درزمان شاپوردوم کتابخانه بزرگی درگندی شاپوربوجودآمد.به روایتی دیگراین کتابخانه درزمان انوشیروان تاسیس شدکه می گویندنزدیک به ۴۰۰۰۰۰هزارجلدکتاب در آن وجود داشته است. ۴۲

ونیزدرتیسپون دربنای ایوان کسراکتابخانه ای بودبه نام کتابخانه ی شاهی که دارای صدهاهزارجلدکتاببود.علاوه براینها دردیگرشهرهای  علمی مداین چون سلوکیه ویه اردشیرورومگان و…کتابخانه های معتبروجودداشت.آنچه قطعی است این که درزمان انوشیروان،تلاش فراوانی برای دریافت وترجمه کتابهای سوریانی و،قبطی،عبری وهندی ویونانی به عمل آمدودانشمندان ومترجمین ویژه برای این گام عظیم فرهنگی بوجودآمدندکه کارشان تنهاترجمه وتهیه کتاب بود.رویهمرفته درپایان دوره ساسانی گنجینه بزرگی ازکتاب وذخیره های فرهنگی وعلمی درگندیشا پورودیگرشهرهای ایران شهروجود داشت که درجهان نمونه بود.

پس ازتازش تازیان همه ی این گنج هابربادرفت،زیراتازیان می گفتندباداشتن کتاب خدانیازی به کتابهای دیگر نیست.به روایتی ا ین دستورعجیب درفتح مصرتوسط عمروعاص ودر فتح ایران توسط سعدوقاص انجام گرفت.می گویندعمروعاص پس ازتسلط براسکندریه ازعمربن خطاب درباره ذخایرکتابهای دانشگاه اسکندریه پرسش کردوعمردرپاسخ نوشت:درباره کتبی که گفته ای ،اگردرمیان آ نهامطالبی موافق کتاب خدااست،که با بودن کتاب خدا ازآن مستغنی هستیم واگرمخالف کتاب خدا است،احتیاجی بدانها نیست.پس اقدام به سوزاندن ونابودکردن آنهابنما۴۳.

ونیزسعدوقاص پس ازفتح تیسفون ازعمربن خطاب پرسش کردکه باگنجینه های کتابهای علمی درمداین چه بایدکرد؟عمرپاسخ داد:آنهارابه آب انداز!!؟چراکه اگرآنهاموافق وشامل راهنمایی وهدایت می باشد،کتاب خداماراکافی وراهنماتراست واگرمایه خلاف وگمراهی است،خدای تعالی ماراازآنهابی نیازکرده است.۴۴

بابررسی این حقایق که درچندین ماخذمعتبرثبت است،درچندسال اخیر،برخی ازعلماونویسندگان ناآگاه می گوینداینهاگزاف گویی مورخان مخالف تازی است وعمر چنین دستورهایی رانداده است،ولی تاریخ غیرازاین می گویدودقیقاضایعات متعصبین تازی رادراین باره می پذیرد.ضایعات بزرگی به بشریت وارد آمدکه حتابرخی ازمورخین اسلامی نیزه این گمراهی هااشاره کرده  وآن رافاجعه ی فرهنگی دانسته اند.  

 اصولا سیرعلوم درتمدن اسلامی نتیجه زحمات وازخودگذشتگی های دانشمندان ایرانی (غیرعرب)می باشد.وازاین بابت ایرانیان ،حق بزرگی برگردن تمدن اسلامی دارند.وچون بسیاری ازکتب وآثارایرانیان،چه نقل قول وچه ترجمه وپژوهش وتالیفات به زبان تازی بوده،همین امریکی ازاشتباهات برخی ازمورخان است که تمدن اسلامی رابه نام عرب قلمدادکرده  اند.

می گویند:چپاول کتابخانه گندی شاپوربه وسیله سپاهیان تازی به سرداری عربی بی دانش به نام نعمان بن مقرن درسال ۲۰هجری اتفاق افتادوکتابخانه چندصدهزارجلدی جندی شاپورنابودشد.۴۵ونیزکتابخانه تیسفون ویران گردید.وبه دستورعمروبه وسیله سعدابی وقاص آنچه درکتابخانه تیسفون وشهرهای مجاورموجودبود،یاغارت ویابه آب ریخته شدودرنهایت این گنج فرهنگی ازبین رفت.  

                

۱-تاریخ بلعمی،ج۲،ص۶۵۷،به تصحیح ملکالشعرای بهار،به کوشش محمد پروین گنابادی،تهران ،۱۳۵۲.                                                                                                                                                       

۲ – شاهنامه ثعالبی ص۱۱۹ ، ترجمه محمود عنایت،تهران،۱۳۲۸.

۳- مروج الذهب، ج۲،ص۲۲۴، ترجمه : ابوالقاسم پاینده ،تهران،۱۳۴۶.

۴- ایرانشهر،ج۱، ص۷۴۵،تهران،سال ۱۳۴۲.

۵- کتاب خط ونوشته های کهن درافغانستان ،ص۷۹،تالیف حبیبی،کابل،۱۳۵۰.

کشور ایرانشهر در زمان انوشیروان

کشور ایرانشهر در زمان انوشیروان

۶- کتاب، خط ونوشته های کهن درافغانستان ، ص۷۹، تالیف حبیبی، کابل، ۱۳۵۰.

۷- افغانستان درپرتو تاریخ،ص۲۳۵، احمد علی کهزاد،کابل،۱۳۴۶.

۸- بلعمی،ترجمه تاریخ طبری،ص۶۵۷،ج۲،تهران،۱۳۵۲.

۹-بلعمی،ترجمه تاریخ تبری ، ص۶۵۷، ج۲، تهران، ۱۳۵۲.

۱۰- ابن بلخی، فارسنامه ، ص۴۹، به کوشش لستر نج،کمبریح،سال ۱۳۳۰، ۱۹۲۱.

۱۱- احمد علی کهزاد ،تاریخ افغانستان ،ص۲۵۲، ج

۱۲-نک:پیرامون ادب وزبان کردی باستان،رساله دکترا،استادفاروق صفی زاده ،تبریز،محمدی، ۲۶۹۸مادی 

۱۳- مرتضاراوندی ،تاریخ اجتماعی ایران، نهران، ۱۳۴۱، ج۱، ص۴۳.

۱۴- همان ،ص۴۴

۱۵-دستاویز ۱۶،ص۱۲.

۱۶- پوهاندعبدالحی حبیبی ،تاریخ خط ونوشته های کهن درافغانستان ،کابل،۱۳۵،ص۷.

۱۷- خط وتحول آن در شرق باستان، ص۲۶ و ۲۷.

۱۸- سعیدنفیسی، تاریخ نظم ونثردرزبان فارسی،تهران، ۱۳۴۴، ج۱،ص۱۰.

۱۹- خط ونوشته های کهن درافغانستان ،ص۶،۱۰،۱۱.

۲۰- خط ونوشته های کهن درافغانستان ،ص ۲۱-۴۹.

۲۱- ایرج افشار،مقاله منتشر شده درایرانشهر،تهران، ۱۳۴۲، ج۱، ص۷۲۵.

۲۲-مروج الذ هب ،ج۱،ص۳۶۱.

۲۳-گیرشمن، ایران ازآغازتااسلام،ترجمه دکتر محمد معین،تهران ،۱۳۳۶،ص۲۵.

۲۴- همان ص۴۶.

۲۵-دانشنامه آریانا،چاپ کابل،ص۵۷.

۲۶- داشنامه آریانا،چاپ کابل ، ص۵۹.

۲۷- دژنبشتک در سرزمین پارس و دژ شیزدرآذر آبادگان

۲۸- برداشت ازکتاب کارنامک من(شاپور ارمزد)،نوشته فریدون مجلسی

۲۹-دانشنامه عربی پتروس بستانی ،استادمدرسه آمریکایی بیروت،۱۸۸۳-۱۸۱۹و فرهنگ معین ،جلد ۵،ص۲۶۸،وکتابخانه گنگره ملی آمریکا، جزوه های پور هادی.

۳۰- تاریخ تمدن اسلامی ،جرجی زیدان،جلد۳،ص۱۲۳.

۳۱- خرده اوستا،موبدآذرگشسب،ص۷

۳۲- فرهنگ معین،جلد۵،ص۶۵۰.

۳۳- دانشگاه گندی شاپوردرگهواره تاریخ ،دکترقهروان شهروی،پورشاد،تهران، ۱۳۸۱،ص۵۳.

۳۴- پژوهشنامه علوم انسانی،تهران، دانشگاه بهشتی ،شماره ۱۰-۱۱، سال ۱۳۷۱- تاریخ سیاسی ساسانیان دکترمحمدجواد مشکور،ص۱۴.

۳۵-برابرچندین دستاویز،مانی رادرهمدان کشتندوپوستش راباکاه آکنده وبه دروازه شهرگندی شاپورآویختند. وبهمین دلیل برخی ازماخذهادروازه شهرجندی شاپور رادروازه مانی می خوانند. نک:تاریخ طب درایران،دکترنجم آبادی ،جلد ،جاپ دوم،ص۳۴۵.

۳۶- اززردشت تاملاصدرا،پرفسورفاروق صفی زاده،رساله زیرچاپ.

۳۷-برابردست نویس های موبدموبدان معاصرزردشتیان ایران زنده یادرستم شهزادی ،کلیه موبدزادگان برای دریافت پایه ی موبدی ،می بایست دوره های آموزشی رادرآتشکده های تعیین شده انجام داده وپس ازآزمایشهای ویژه دینی،طی مراسمی به پایه ی موبدی مفتخرگردند.

۳۸- تاریخ ده هزارساله ایران ص ۶۰۸

۳۹- تاریخ پزشکی ایران،سیریل الگود،برگردان ازباقرفرقانی ،ص۵۶.

۴۰-ایران درزمان ساسانیان،درص۲۹۳آمده که ،درزمان شاپوریکم ساسانی،علاوه برجمع آوری اوستاکه موبدکرتیرمامورآن بود،شاپوردستوردادتاچندموبددانشمندونویسنده،درناحیه ای ازشوش گرد هم آیندودرباره دانش پزشگی وفلسفه، نجوم وریاضی درایران گذشته مطالعه نمایندکه بااین ترتیب ده هاجلدکتاب نوشته شد. کتاب این نوشتارها،به خط وهجای گشتک بودکه بعدا به کتابخانه گندی شاپورمنتقل شدونیزاین روایت درکتاب تاریخ پزشکی ایران ازدکترالگوددرصفحه ۵۸ تاییدشده وآن ناحیه درشوش را مکانی به نام ری شهرذکرکرده ومی افزایدکه بیشترین مطالعه موبدان درری شهردرباره علوم پزشکی (علم کالبد شناسی وکار دستگاه درون بدن ودانش گیاهشناسی ودرمان شناسی وبهداشت بوده است)وپس ازآن علوم فلسفه وحکمت وعلوم نجوم و طبیعی ودرپایان دانش ریاضی وارقام بوده است.

۴۱- تاریخ پزشکی ایران،ص۲۲،به دستور شاپوردوم موبد ماراسپندان باکمک موبدان داشمنددیگرشهرهای ایران ۲۱نسک اوستارادر یک میلیون واژه نوشته اند.

۴۲-تاریخ پزشکی ایران،ص۲۲،به دستورشاپوردوم موبدماراسپندان باکمک موبدان دانشمنددیگرشهرهای ایران ۲۱ نسک اوستارادر یک میلیون واژه نوشته اند.  

۴۳-کتب تاریخی ازتاریخ نگاران اسلام وتاریخ طب درایران ،دکترمحمودنجم آبادی،جلدیکم،چاپ اول،ص۱۲۰.

۴۴- تاریخ طب درایران ،ص۱۲۰،دستورعمربن خطاب درده ماخذ تاریخی ثبت شده است،حتامورخان صدراسلام.

۴۵- تاریخ ده هزارساله ایران ،ص۵۹۱.

    

 

 

 

                       

 

 

 

 

 

 

1 فکر می‌کنند “سیرتاریخی کتابخانه هادر ایران پیش ازحمله تازیان

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *