از معجزه های نظام پزشکی

               نظام پزشکی دست به کارهایی میزندکه اصلاوظایف آن رابزیرسئوال می برد،بطوری که انسان ازخودمی پرسدآنجاچه خبراست.وقتی بازنشسته ای حق بیمه اش راماهانه پرداخت کرده است وحق داردهنگام بیماری ازحق بیمه از پیش پرداخت شده خویش استفاده کندوپزشک بدون تخصص(احمدخوبکار)عناصرجراحی رابجای فرستادن به نزدپاتولوژیست برای بررسی واظهارنظر،به زباله دانی می اندازد،هم نوع بیماری شناخته نمی شودوهم گرفتن پول ازبیمه گرامکانپذیرنخواهدبود.زیرابیمه گرازپیش پرداخت هزینه جراحی رامشروط به دریافت برگ پاتولوژی کرده است.آیاتااینجا قابل درک بود؟یابایدبیشترتوضیح داده شود:

              اگرمقررات ساده بیمه رانفهمیم،بیماربایددوبارازجیب خودپول بیمه راپرداخت کند.یک بارباکم کردن حق بیمه ازحقوق اوویک بارنیزدستمزدجراحی است که بجای بیمه گرازجیب بیمارپرداخت می شود،یک بارازحقوق اوکم شده است،یکبارنیزبرای گرفتن رسیدجهت دادن به اداره بیمه پرداخت می کندواین میشوددوبار.سازمان نظام پزشکی بابل خودرامتعهدبه خودداری ازچنان کارکردنادرست وناعادلانه ای نمی داندویاخودرابه ناآگاهی می زند.مسئولین آن سازمان که بوسیله پزشکان اداره می شودونه قضات حقوقدان،دقت بسنده ندارندوتاآنجایی که بتوانندازدیدن کوتاهیهای همکاران صنف خویش خودداری می کنند.چنانکه این موردبرای من هم پیش آمد.وازبخشی که برای آنان مهم بودازجمله دورانداختن توده پشت دست که بدردپاتولوژی می خورداصلاصحبتی نکردندونظام پزشکی بابلسرهم برپایه همان بخش نخست که می گفت جراحی آن توده تخلف نداشت برای پزشک بی پروارای منع پیگردصادرکرد.رای کارشناسی که درآنجاحضوریافت وهمان یک نفربودکه به عنوان کارشناس موردخطاب دادستان نظام پزشکی قرارمی گرفت،هنگامی ارزش قانونی داردکه باتوجه به نظرکارشناس پاتولوژی باشدوآن پزشک که دراتاق آقای جعفرپوردادستان!(این اصطلاحی است که تنهادردادگستری فهمیده می شودومتعلق به آن نهاداست.امانظام پزشکی نیزآن رابکارمی برد)حضوریافت وفردی کم حرف نیزبوداصلانمی دانست بیماری ایجادکننده آن توده چه بوده است.همینطوروبدون پاتولوژی نام یک نوع بیماری رابرد.درصورتی که ازپیش عناصرجراحی به درون زباله دانی انداخته شده بود.رای نظام پزشکی بزرگترین اثری که دارداین است که می تواندپزشکان بی مسئولیت وباری به هرجهت راتشویق به اینگونه جراحی هانمایدوسپس باکمک همکاران خویش که زمان کمی رابرای گوش دادن به صحبتهای بیمارشاکی می گذارند،خطای آنان راندیده بگیرندودرواقع حق کشی نمایند.درگفتگویی که اینجانب با یک نفرازپزشگان دانشگاه علوم پزشکی بابل که جراحی ورزیده ومعروف ودانشیارآن دانشگاه است داشتم ازاوپرسیدم جراحی بدون پاتولوژی می شود؟گفت: حتااگریک خال هم جراحی گرددبایدپاتولوژی شود.

              من نوشتم عناصرجراحی پشت دست دورانداخته شدوازاین جهت بیمه گرپول جراحی راندادوبه آن علت ازجیب من پرداخت شد.آنهانوشتندجراحی تخلف نداشت.آیاغیرازاین است که یامتوجه شدندمن چه نوشتم ولی خواستندخطای همکارخودراندیده بگیرندوبه اوکمک کنندتامحکوم نشودویامتوجه نشدند.گفتم آثارجراحی توده پشت دست راکه می بایستی ازروی آن پاتولوژی می شددورانداخت ونتوانستم پولش راازبیمه گربگیرم.ولی نظام پزشکی بابل جواب دادجراحی تخلف نداشت!تازه همین دورانداختن توده خودتخلف بزرگی است،ودرموردعملکردپزشک خاطی دردورانداختن عناصرجراحی وواردآمدن زیان به اینجانب ولزوم جبران مادی آن در برگ رای صحبتی نکردند.نظام پزشکی بابلسرهم نبودبرگه پاتولوژی راندیده گرفت وخطای همکارخودرانیزبخشید.درحالیکه مسئله اصلی که این کلاف رابوجودآوردهمین تکراردرگرفتن دستمزدجراحی بود.اظهارنظرهایی هم که درموردبیماری شده بدون توجه به عناصرجراحی بوده است که هرگزآن راندیدند.وخودپزشک عمومی درمانگاه فرهنگیان بابلسرباسه بارپرسش من که بیماری چه بوده است درسه زمان سه جورجواب دادباخنده وشوخی .مسلم است که اظهارنظرآن یک نفرکه عنوان کارشناس داشت بدون دیدن توده روی پوست بوده است.آن کارشناس دومی که برای نخستین باردربرگ رای نام اوبرده شده وازپیش دراین پرونده جایی نداشته است،ناگهان بداخل معرکه آمده  ودرجلسه گفتگو نیزحضورنداشته است.

              آقای جعفرپوردادستان نظام پزشکی شهربابل،وقتی متوجه شدمن درادعاهایم پافشاری می کنم گفت بروازبیمه پولش رابگیر،صدوهفتادهزارتومان که پول نیست.دستت به خرنمی رسد،پالان راتاپ تاپ می دهی.وبه این ترتیب بیمه گرراخروپزشک خاطی راپالان حساب کرد.وقتی به وی گفتم توبه بیمه(آتیه ساز) توهین کردی گفت منظورم این نبود.

          بااین ترتیب درحقیقت بیماردوباربایدازجیب خودپول بیمه راپرداخت کندوکرد.بارنخست ازحقوق اوکم شدوباردوم دستمزدجراحی است که به بیمارتحمیل شده است.باضافه مخارجی که ازپول جراحی نیزبالاتررفته است،باافزودن پرداخت دویست هزارتوان حق رسیدگی به نظام پزشکی ومخارج جانبی دیگر.یک بارازحقوق اوکم میشود،یکبارنیزبرای گرفتن رسیدجهت ارائه به بیمه پرداخت می کندواین میشوددوبار.این جریانی است که بوجودآمده وسازمان نظام پزشکی بابل متوجه چنین کارکردخلافی نیست.ویامانندگذشته می خواهندباایجادترس وبکاربردن القاب دهن پرکن شاکی راازادامه شکایت خویش منصرف نمایند.آن سازمان که بوسیله پزشکان اداره می شودوداوران،اطلاعات حقوقی ندارندوبرای داوری بیشترازتفسیربه رای ونظریات شخصی خویش استفاده می نمایند.تاآنجایی نیزکه بتوانندازکوتاهیهای همکاران صنف خویش چشم پوشی می کنند.وامادرموردبخشی که  مهم بودازجمله دورانداختن توده اصلاصحبتی نکردند.ونظام پزشکی بابلسرنیزبرپایه همان بخش نخست که می گفت جراحی آن توده تخلف نداشت رای منع پیگردصادرکردوهمین پزشک بودکه مدعی بودبه پاتولوژی نیازنیست واگرنوزده سال بعدنیازشدتابدانندبیماری چه بوده است پاتولوژی تهیه می کنند!.اینها تحصیلکرده های این کشور هستندکه چنین کارهایی می کنندوچنین استدلالهایی دارند.

              درجاهایی که پاتولوژی رااجراء می کنند،دستگاههایی درآزمایشگاه خوددارندکه اجرای آزمایش به عهده آن است ولی اینجابانظریک پزشک که تاآن زمان توده راندیده بود،نظردادند،حال چرایک نفرواقعی رادونفرنوشتند،تاکنون برای من روشن نشده است.

           من گفته بودم عناصرجراحی توده پشت دست دورانداخته شدوبه علت نداشتن برگه پاتولوژی بیمه گرپولش راندادوبامن حساب کردند.آنهاودرواقع آن کارشناس،نوشت جراحی درست بود.گفته بودم آثارجراحی توده پشت دست راکه میبایستی ازروی آن پاتولوژی می شددورانداخت.ولی نظام پزشکی بابل جواب دادکه جراحی درست بود!وبه این ترتیب ازیک پزشک قانون گریزکه بایدمجازات شودوزیانهای واردشده رانیزبپردازدپشتیبانی هم کرده است.وخلاف کاری وی رامانندعکس برگردان روی من چسباندند.وبرعکس، شاکی باپرداخت دوباردستمزد جراحی مجازات هم شد.

             به این ترتیب خاطره قضات دیوان بلخ برای  مازنده می شود.چنانکه شاعرگفته است:

             گنه کرد در بلخ آهنگری

             به شوشترزدندگردن مسگری

            من حق اعتراض داشتم،امابااین وضع که یک نفرکارشناس رادونفرمی نویسندوازدست رفتن دویست هزارتومان حق ثبت شکایت آیامی توان امیدواربودکه درمرحله بعدی رسیدگی عادلانه ای انجام شودوسیصدوبیست هزارتومان هم برای ثبت شکایت مرحله بعدبه هدرنرود.این نوع نظام پزشکی راتشکیل داده اندتامنافع خودپزشکان راحفظ کنند.چنانکه پزشکان درآن جانماینده دارندوباعنوان رئیس نظام پزشکی،دادستان وغیره …منافع ناعادلانه  صنف خویش راحفظ می کنند.درحالیکه اطلاعات حقوقی ندارند.ولی ازنماینده شاکیان  که طرف مقابل هستند،خبری نیست.وهنگامی که دقت کنیم وجوداین بی عدالتی هاودادن رای ناحق شگفتی زیادی نخواهدداشت.زیرا،برای ساختن خانه چندطبقه وخریدزمین وباغ وخودروهای گرانبهای چندصدمیلیون تومانی وگاهی فرستادن فرزندانی که خون آنان ازخون بقیه فرزندان این کشوررنگین تراست برای تحصیل به خارج ازکشوروگذاشتن یک خودرودراختیارهرعضوخانواده ،راهی جزگرفتن پول زیادی ودوست وهمکاربازی وجودندارد.که البته قانون گذاربادراختیارگذاشتن یک سازمان عریض وطویل  به یک صنف این مهرورزی رابه آنان کرده است.

               درضمن دررای نظام پزشکی بابلسرازآقای خوبکارپزشک آزمندبه عنوان دکتردرجلوی نام اویادشده است که برخلاف مقررات دانشگاهی ایران ووزارت بهداشت می باشد.ونشان می دهدکسانی که این رای راصادرکرده اندبه قوانین ومقررات ومدارک دانشگاهی این کشورتوجه ویاازآن اطلاع نداشته اند.آقای خوبکاربهیچوجه درجه دکترا(phd)نداشته است تالقب دکتربه وی بچسبد.درفرهنگ عامه ومردمی مازندران(فولکلور)به این نوع پزشگان باطنزمی گوینددکتربعدازظهر.بکاربردن آن عنوان غیرواقعی تنهابکاربه اشتباه انداختن مردم بیمارمی خوردوبرای تبلیغات.ونیزبرای اعتباردادن به یک پزشک باری به هرجهت.

             

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *