فلات تمدن پرورایران

دکتر صفی زادهآخرین تصویر ماهوارهای از فلات ایران                                                   آخرین تصویرماهوارهای ازفلات ایران

        استادصفی زاده دارای تحصیلات دانشگاهی زیرمی باشد:

  ۱ -اجتهاددرفقه۲-دکترای الهیات ۳-دکترای فلسفه پزشکی۴-دکترادرعلوم متافیزیک۵-دکترای تاریخ۶-دکترای فرهنگ وزبانهای باستانی ۷-پسادکترای ایرانشناسی ۸-پسادکترای ادیان.که باتحصیل دردانشگاههای ایران ،هندوستان وآمریکابدست آورده است.

    یکی ازتالیفات این استادورزیده تاریخ دردانشگاه تهران که تعدادآنهابه بیش از۳۲۰جلدمی رسد،کتاب تاریخ ایران تاپایان دوره قاجاراست که در۳۵۰۰صفحه منتشرشده وامیدواریم این تالیف بادانسته های دانشی وپشتکاری که درایشان دیده ایم با  تفصیل بیشتری نوشته شود.زیراتوانایی علمی وپژوهشی این کاردرایشان دیده می شود.

 

               مخالفان سازمان یافته دردرون این کشورکه باادعای نوشتن تاریخ علمی!مشغول ازبین بردن پیشینه تاریخی ایران هستند وبرای این کارازبودجه کشورمانیزاستفاده می کنند،تلاش دارندحضورطولانی ملت ایران راپیش ازیورش عربهابه این سرزمین درتاریخ بشرهرچه کوتاهترکنند.درصورتیکه خواننده باخواندن اظهارنظرهای مورخین ایرانی وخاورشناسان متوجه خواهدشدکه پیشینه تاریخ وتمدن ایران دست کم هفت هزارسال می باشد.وبااین کارسیاسی آنان دفاع ازحقوق ملت ایران درمرزهای خودکه مورددستبردکشورهای استعمارگرونورسیده قرارگرفته است،مشکل ترمی شود.می دانیم که بیشتر کشورهای نوزاددراطراف ایران مادرواقع هریک به مدت هزاران سال بخشی ازایران یاایران زمین ویاایرانشهربوده اند که بوسیله بیگانگان مهاجم وباناتوانی حکومت های بی کفایت ازکشورمان جداشده اند.

                دانیم که ازدوره هگل تاکنون دوقرن گذشته وپژوهشهایی که دراین مدت انجام گرفته است ودست آوردهای آن،چنان زیاداست که نمی توان درکناریافته های ناشی ازتحقیقات علمی پیش ازهگل قراردادومقایسه کرد.

                درباره تمدن زایی فلات ایران
                دکترفاروق صفی زاده
                فلات ایران مهدتمدن امروزی جهان است۱
             اکتشافاتی که درسالهای اخیردرسراسرایران شده نظرگذشته دانشمندان وباستانشناسان رادریرابراین که بخش عمده ازصنایع نخستین،ازتمدن ملت های زیست کننده درجلگه میان رودان (بین النهرین)گرفته شده رانقض کرده است وامروزتصور قوی می رودکه تمدن ازفلات ایران روبه مغرب وجلگه میان رودان رفته باشد.۲دکترگیرشمن درکتاب ایران ازابتداتا اسلام یادآورشده است که ساکنین ابتدایی میان رودان (بین النهرین)ازهمان نژادوسرچشمه ساکنین فلات ایران می باشند۳
           ستون لویدseton loyd درکتاب هنرخاورنزدیک باستان می نویسد:«دربین النهرین تمام پیشرفت فرهنگی که مادرباره آن سخن می گوییم،منسوب به قدرت زودرس سومری هااست که ازنژادی بودندکه نه هندواروپایی بودونه سامی که ورودآنان به جلگه میان رودان به موجب شواهد تاریخی ازابتدای هزاره سوم پیش ازمیلادبه بعدبه اثبات رسیده است.امروزه درباره سرچشمه آنها نردیدخیلی کمی وجوددارد.آنهانخستین افرادی بودندکه قدم به ابتدای خلیج فارس در محلی که مرداب هادرحال خشک شدن بودگذاشتند.آنان ازسرزمین پیشین خودشان که درفلات ایران قرارداشت به میان رودان آمدند.۴
          نیکولاراست درمقاله ای که درباره قزوین قدیم نوشته می گویدکه بهشت به زبان سومری «دیلمون »نامیده می شودوتمام شرح شیرینی که درباره سرزمین تمیزکوهستانی دیلمون درنوشته های سومری دیده می شود،ازخاطرات گذشتگان سومری های قدیم پیش ازاخراج آنان ازبهشت یعنی ازسرزمین کوهستانی شمال ایران است.وازروی اتفاق پایتخت دیلم قدیم دژمعروف «شمیران » بوده واین نام هم بانام ویژه «سومر»یا«شومر»مربوط وازآثارتوقف سومری های قدیم درشمال ایران می باشد.۵
درآیه دوم وسوم باب یازدهم سفرپیدایش توراتآمده است که «وواقع شدکه چون ازمشرق کوچ می کردند،هموارئی درزمین شنعاریافتندودرآنجاسکناگزیدندوبه یکدیگرگفتندبیاییدخشتهابسازیم وآنهاراخوب بپزیم وایشان راآجربجای سنگ بودوقیربجای گچ»ومشرق بین النهرین،ایران است.واین آیه عقیده جدیددانشمندان راکه تمدن ازفلات ایران به جلگه میان رودان رفته وایران قدیمترین مهدتمدن جهان بوده تقویت می کند.بااین همه درقرن نوزدهم نیزنظربعضی ازدانشمندان همین بود.بعنوان نمونه کرویزردرکتاب سمبولیک درمیتولوژی که درسالهای ۱۸۱۹-۲۱ نوشته است سرچشمه تمام تمدن های جهان راازایران می داند.۶
          پرفسورارنست هرتسفلد وسرآرتورکیت درفصل مربوط به « ایران بعنوان مرکز تمدن پیش ازتاریخ » درکتاب بررسی هنرایران تالیف  پرفسورپوپ پس ازآنکه دلا یلی می آورنددایربراینکه اهالی سرزمینهای مشروب شده توسطرودهای بزرگ واقع درخاورمیانه ازآن جمله ماوراالنهر،دره سند،میان رودان ومصرابتدا بیشتربه شکاروصید ماهی می پرداختندوهمه این سرزمین هادرمحل هایی واقع شده اندکه تنهابرای یک نوع کشاورزی خیلی پیشرفته مناسب است ویادآورمی شوندکه آغازکشاورزی دراین مناطق به نظرمشکوک می رسدوسپس چنین می نویسند:«ازاینکه فلات سمت شرقی میان رودان یعنی ایران درآخرین مرحله دوره سنگیعنی درحدوداواخرهزاره پنجم پیش ازمیلاددارای یک تمدن بسیارپیشرفته ای بوده شکی نیست،سه تمدن کشف شده درشوش وآنودرترکستان وموهنجودارودردره سندبه قدری دارای وجوه متشابه هستندووضع نسبی این سه منطقه طوریست که به طورقطع می توان گفت که این سه تمدن تحقیقا یک منبع مشترکی درفلات ایران که شامل افغانستان وارمنستان نیزمی باشددارند. بعلاوه کاوشهای باستانشناسی اخیردرنقاط گوناگون فلات ایران نشان می دهدکه تمدن این سه نقطه مرزی انعکاسی ازپیشرفتهایی است که درفلات مرکزی بوجودآمده ورابطه وپیوستگی باآن دارد.ما می توانیم این شباهت هاراحمل بروجودیک مرکزمشترکی کنیم که این سه تمدن ازآن منشعب شده باشندواین محل درفلات ایران قراردارد»۷
        پرفسورلئوناردوولی leo nard woolley که یکی ازمعروفترین باستانشناسان درمورداکتشافات بین النهرین (میان رودان) می باشددرکتاب خودبه نام اوروکلده می نویسد:«سومری هاعقیده داشتندپیش ازآنکه به جلگه میان رودان بیایند،خوددارای تمدن وازکشاورزی وساختمان وتغییرشکل فلزات بهره مندبوده واین اطلاعات راباخودبه میان رودان می آورده اند.»۸
بطورخلاصه می توان گفت که سومری هاباخودتمدن موجوددرفلات ایران رابه محل تلاقی دوروددجله وفرات آوردندودرآنجابه مناسبت تجربه ای که قبلادرمبارزه باطبیعت وتسخیرورام کردن آن درفلات ایران ومناطق کوهستانی آموخته بودند،توانستندتمدن به معنای واقعی راپی ریزی کنند.
                ثعالبی درکتاب ملوک الفرس نکاتی رایادآورمی شودکه کشفیات امروزگفته اورابه اثبات می رساند.وی می نویسد:
«حکومت ایران قدیم ترین حکومتهای دنیاوپادشاهی آن کشوربادوام ترین پادشاهی هااست وتمام اختراعات سودمندکه موجب متمدن شدن نوع بشراست به پادشاهان ایران منسوب می باشد.» وی شیارزدن زمین وگله داری ورمه بانی ودژسازی وبنای شهرهاواختراع ابزارهای جنگ وتعیین اصول داوری ودادگری وتعیین جشن هاوصیدوآموزش جانوران واختراع ابزارموسیقی مانند چنگ وفن آشپزی رابه پادشاهان ایران نسبت می دهد.
              پرفسورپوپ می نویسد:
فنون کشاورزی وفلزکاری ومبانی اندیشه های دینی وفلسفی ونوشتن ودانش اعدادونجوم وریاضی ازسرزمینی که امروزخاورمیانه خوانده می شود،آغازگشت وسرچشمه بسیاری ازاین امورفرهنگی ازفلات ایران بود.»۹
پرفسورآیلیف(iliffe) درکتاب میراث ایران می نویسد:«تاجایی که تاریخ تاکنون به مانشان می دهد،به غیرازملت یهودهیچ ملت شرقی دیگری این همه درترکیب دادن تمدن امروزی جهان وفکربشرموثرنبوده است ۱۰
فون لوکوک درکتاب «گنجینه های مدفون درترکستان چین»ایرانیان رانخستین ملت متمدن آسیامی خواند.۱۱
درکتاب خلاصه شگفتیها چنین آمده است:همه اقوام جهان برتری ایرانیان رااذعان داشتند،بویژه درکمال دولت وتدابیرعالی جنگی وهنر،رنگ آمیزی وتهیه خوراکیهاوترکیب دارووطرزپوشیدن جامه وتاسیسات ایالت هاومراقبت درنهادن هر چیزی بجای خودوشعروسخنرانی وخطابه ونیروی عقل وکمال پاکیزکی ودرستکاری وستایش که ازپادشاهان خود می کردند،درهمه مسائل برتری ایرانیان براقوام جهان مسلم بود.تاریخ این قوم سرمشق کسانی است که پس ازآنان به کشورداری می پردازند.۱۲
دکترکریستی ویلسون آمریکایی درکتاب تاریخ صنایع ایران می نویسد:«درطرح صنایع،ایران راهنمای تمام دنیابوده است.استعدادوپیشوایی ایران دردنیای صنعت موردتایید دانشمندان واهل فن می باشد.صنعت،مهمترین واساسی ترین فعالیت قوم ایرانی وگرانبهاترین خدمت آنان به تمدن جهان است».۱۳
           ازپیامبراسلام نقل می کنند که گفته است: «لوتعلق العلم به اکناف اسمائ لنا له قوم من اهل فارس »یعنی «اگردانش درگوشه ای ازآسمان باشدبرخی ازایرانیان بدان دست خواهند یافت».
گیرشمن درکتاب ایران ازآغازتااسلام گوید:«ایرانیان نخستین ملتی بودند که امپراتوری جهانی بوجودآوردندوروح عدالت وآزادمنشی راکه تاآن زمان برای بشرناشناخته بودتوسعه واشاعه دادند.۱۴
            امیل گروسه درکتاب روح ایران می گوید:« ادبیات ایران ازسرچشمه کمال مطلوب انسانی وابدیت فکروسخن الهام گرفته وآثاری بوجودآورده که به اندازه آثاریونان وروم جهانی رابهره مندکرده است».۱۵
پرفسورپوپ درشاهکارهای هنرایران می نویسد:«هنگامی که اروپادرنادانی وتاریکی بسرمی برد،فرهنگ وهنراسلامی نیمی ازجهان راروشن ساخت وگرچه مناطق دیگردراین کارشرکت داشتند،ولی منبع اصلی وسرچشمه  نورایران بود».۱۶ودرجای دیگرگوید:« بزرگترین منبع وبادوامترین ومشخص ترین خدمت ایران به جهان دررشته صنایع بوده است.»
امیل گروسه درجای دیگر می نویسد:«ایران حق بزرگی به گردن بشریت داردزیرابه شهادت تاریخ،ایران بافرهنگ نیرومندوظریفی که درطی قرون بوجودآورده وسیله تفاهم وتوافق وهم آهنگی رابین ملل ایجادکرده است.دراثرنفوذافکاروفرهنگ ایران نژادهای گوناگون دارای عقیده وایمان مشترک شده اند.شعرای ایران جهانی رابهره مندکرده اند.عارفان ایران باوجودیکه کاملامسلمان هستندهمان اندازه قلب یک مسیحی رابه تپش درمی آورندکه دل یک برهمن راوبه همین دلیل تعلق به تمام بشریت دارند.»
          پرفسورآربری درسخنرانی ای که درلندن ایرادکردچنین گفت: «به نظرمن مهمترین خدمت ایران خدماتی است که آن کشوربرای لذت وبهره مندی انجام داده است.ایران هیچگاه تانک یاهواپیمااختراع نکرد،بلکه وسایلی تعبیه نمودکه مردوزن بتوانندبامسالمت باهم زیست کنندوتجارت ازیک نقطه به نقطه دیگرجهان آزادانه ادامه داشته باشد،صنعت،دانش،پزشکی ،شعر،نقاشی وموسیقی یعنی تمام چیزهایی که به زندگی اهمیت وارزش می دهد،هدیه ایران به جهان است.»۱۷
سهم ایران رادرتمدن جهان می توان بطورکلی بدو بخش اساسی تقسیم نمود:سهم مادی و سهم معنوی.
منظورازسهم مادی آن سهمی است که ایران درپیشرفت زندگی مادی بشربه نحوی ازانحاءداشته است واین سهم شامل کشاورزی ،صنعت،معماری،دادوستدوحمل ونقل ووسایل معیشت ورفاه می شود.
سهم معنوی شامل آن قسمت ازکوششهای ملت ایران است که درامورمعنوی نموده درنتیجه شامل سهمی می شودکه ایران درپیشرفت دانشهاوهنروادبیات وفلسفه ودین واندیشه بشری بطورکلی داشته است.
دراین رساله ابتدادرقسمت نخست به سهم مادی ایران درپیشرفت زندگی مادی بشرمی پردازیم ۱۸ این بخش به فصل های زیرتقسیم می گردد:
فصل اول – کشاورزی
فصل دوم –صنایع وفلزات
فصل سوم –معماری
فصل چهارم -حمل ونقل
فصل پنجم-دادوستد
فصل ششم – معیشت ورفاه
هفت فصل بقیه صرف تشریح وبیان سهم ایران درحکومت ودین وفلسفه ودانش وهنروادبیات واخلاق وادب جهان می شودوهربخش به یکی ازاین رشته ها اختصاص می یابد.
              پرفسورجان و.دریپر(j.w.draper) استادانگلیسی دردانشگاه ویرجینیای غربی پس ازیک زنجیره ازمطالعاتی که درباره آهنگ های دینی زردشتی ومقایسه آنهاباترتیل های صدرمسیحیت نموده چنین نتیجه می گیرد:
«تجزیه وتحلیلی که ازانواع اصلی وفرعی ترتیل زرتشتی کنونی درایران وهندکردیم (خواه گاتها،خواه یشتهاوصرفنظرازسنتهای محلی )دال براین است که این ترتیل هاهمه سرچشمه مشترکی دارندواین سرچشمه ایرانی است ومربوط به پیش ازفتح ایران می باشدوبایددست کم به یک اصل ساسانی برسد.ودراین صورت آن نمونه اصلی میبایستی جزءآداب و مناسکی باشدکه به عقیده کمون باآیین مهربه جهان رومیان رفت.واین همان آدابی است که ترتولیان مسیحی آشنایی خود راباآن درنوشته های خودنشان می دهندوازآن قافیه رااقتباس کرده اند.ازاین رقیب بزرگ یعنی آیین مهرکه دولت روم ونجبای رومی باآن موافقت داشتند،مسیحیت نه تنهاقافیه بلکه چیز های دیگری هم درزمینه ی گاهشماری وسمبولیسم اقتباس کرد.
لذابی گمان مقایسه سنت های موسیقی زردشتی ومهری باترتیل قدیم مسیحی برای تحقیق اینکه آیاچنین تاثیری درترتیل کلیسایی مسیحی ظاهروبارزاست یانه به جاوبه مورداست.حقیقت اینست که ده ویژگی ترتیل زرتشتی درترتیل کلیسایی قدیم مسیحی نیزیافت می شود.بویژه درکهنترین شکل آن یعنی هنگامی که آوازه خوانی گروهی بیش ازپیش درپیدایش مکتب تغنی ( (scholaecantorum مستلزم سبک ساده ای بود.۱۹
          وی درچندین صفحه بعد می نویسد:«ترتیل کلیسای قدیم مسیحی شباهت مهمی باترتیل زردشتی آن چنان که درخاورزمین مانده است دارد.بدین سان مسیحیت این سبک ترتیل راگرفت وپیشینه ترتیل کلیسایی آمبروازی وگریگوری راازآن پدید آورد.ازاین گذشته وجوداین تاثیرنشان می دهدکه این گونه ترتیل متعلق به پیش ازسال ۵۷ پیش ازمیلاداست که آیین مهرواردقلمرورومیان شد.۲۰
       وامادرمورد دوم می توان زریاب ایرانی رابیادآورد.وی شاگردابراهیم موصلی وفرزندان اوبود.وموسیقی رانزدآنان فراگرفته ودرآن رشته مهارت یافته بود.ازاین روبه گفته ابن خلدون موصلیان به اورشک بردندووی رابسوی مغرب گسیل داشتند.
وی به آندلس به درگاه حکم بن هشام بن عبدالرحمان فرمانروای آندلس رفت اووی راگرامی داشت (به سال ۲۰۶ هجری) . حکم بن هشام به زریاب جایزه های عالی بخشیدومقرری قابل توجهی برای اوتعیین کرد.وپایگاه اورانزدندیمان خودبلندمرتبه گردانید.وبدین وسیله «درآندلس هنرموسیقی به سبب زریاب پیشرفت شایانی کردوپس ازوی تاروزگارملوک طوایف یادگارهاوآثاراوهمچنان باقی ومتداول بودوازنسلی به نسل دیگرمنتقل می شد.چنانکه دراشبیلیه نمونه های هنری وی بدان سان توسعه یافت که همچون دریایی بی کران بود.و پس از،ازبین رفتن رونق وشکوه آن شهریادگارهای هنری به کشورهای ساحلی آفریقاومغرب منتقل گردیدوباآن که آبادانی وتمدن آفریقابه عقب برگشته بود،ودولتهای آن روبه اندک می رفتند،هنوزهم بقایای هنری زریاب درآن سرزمین یافت می شود».۲۱
        «زریاب نغمه های غناءعربی رابه زودی ازخشکی وخشونت ویک آهنگی واطرادآزادساخت.اوخوددارای آوازی خوش بودومحفوظات زیادی ازالحان واغانی داشت.»۲۲و طبیعی است که الحان ونغماتی که زریاب ازایران باخود برده بودبه تدریج دراسپانیا ومغرب منتشر گردید.وازآنجا راه اروپارادرپیش گرفت ودرسایرکشورهای اروپانیزازراه موسیقی اسپانیایی نفوذنمود.
تاثیرایران برملت های غربی دردوره ی پیش ازاسلام
همانطورکه دیدیم ایرانیان دردوره هخامنشی وپارتی وساسانی درخاورزمین وباختر(غرب) منبع الهام شاعران ونویسندگان وفیلسوفان ونیزترویج دهندگان دین بودند.وشان وشوکت وروش حکومت ودین آنهااگرسرمشق نبود،دست کم موجب بحث وگفتگوهای زیادی می شد.یونانیان که ازحملات ایرانیان به یونان دل پری داشتند،باهمه دشمنی که درنوشته هایشان بود، ناچاربودندکه بزرگی ملت فاتح رابشناسند.
               افلاتون اززبان سقراط درالکیبیادس می گوید:
«پادشاهان ایران ازاعقاب هخامنشی ونژادشان به پرسه اوس perseusمی رسید»وسپس چندسطرپایین ترگوید:ماهم ازبازماندگان دیدالوس هستیم واوازنژادهفایستوس پسرزئوس می باشد.اماشجره آنهاراچون بنگری بینی که ازپادشاه کنونی تازئوس همه شاه وشاهزاده اندوهمه وقت درایران پادشاهی داشته واغلب برهمه آسیاپادشاهی کرده اند.چنانکه امروزهم می کنند.لیکن ماوپدران ماهمه مردمان عادی بوده وهستیم.واگرتوبخواهی نیاگان خودرادربرابراردشیرپسرخشایارشانمایش دهی،اندیشه کن که چگونه خودراابزاراستهزای اوخواهی ساخت.پس برحذرباش که ازجهت اصل ونسب پست ترازآنان خواهیم بود»۲۳.
             تاثیرایران برملتهای شرقی دردوره پیش ازاسلام
         ایرانیان درسمت خاور(مشرق )نیززبان خودرارواج دادند.درزمان هخامنشیان درهندوستان خط خرشتی koroshtiرواج یافت ودرتمام بخش شمال غربی هندوستان مورداستفاده قرارگرفت.این خط سرچشمه اش ازخط آرامی بودکه درسراسرشاهنشاهی ایران زبان رسمی شاهنشاهی محسوب می شد.درزمان ساسانیان نیزپنجاب وکشمیروسندجزومتصرفات ایران بوده است.وبنا براین نفوذادبی ایران درآن سرزمین ها زیادبود.وازطرفی درماورای آمودریاوسیری دریابه مناسبت بسط ادیان که ایرانیان تبلیغ آنها رابعهده گرفته بودندزبان وادبیات ایران به دورترین نقاط آسیارسید.مبلغین مانوی توانستندعده زیادی پیرودرخاورمیانه ودوربدست آورند.به طوری که ازتحقیقات وکاوشهای استادان اروپایی برمی آید،تبلیغات مانی وپیروانش درخاورمیانه ودوریک عامل عمده نشرادبیات وزبان فارسی بوده ونوشته های مانوی که درتورفان بدست آمده ثابت می کندکه پیروان مانی ازخط پهلوی یک خط دیگراستخراج کرده اندکه امروزه آشکارشده همان زبان ساسانی شرقی است.ونمازها ودعاهاوبحث های دینی خودراکه پیش تربه زبان ایرانی بوده است،به آن خطمی نوشتند.ودرضمن دعاهای مانویان شعرونثرهردوپیدامی شود.بیش ترنفوذادبی ایران درخاوردوربه وسیله رواج مانویت می باشد.ولی تنها مبلغین مانوی نبوده اندکه زبان فارسی رادرسراسرآسیا رواج می دادند.مبلغین نستوری ومهری وبودایی نیزتاچین نفوذکردند.ودرکلیساهاوصومعه هایی که درچین وترکستان میانه ودورودرهندوسرندیب(سیلان)وسواحل مالایاوجزایراقیانوس هندوساحل های دوردست جنوب خاوری آسیا برپاکردند،همه جابه رواج زبان فارسی پرداختند.
         البته روش سیاسی وفتوحات خسرواول انوشیروان نیزکه درطی سالیان درازشاهنشاهی ایران راتوسعه می بخشید،ازنظرترویج زبان ودین وآداب وآیین ایرانی بین ملل همجوارموثربود.وایجادبنای آتشکده ای درشهرفرغانه وفرستادن موبدان زردشتی ودستوران واندرزگویان ایرانی به آن خطه ها نیزدراشاعه زبان وادب ایران دراین مناطق نقش مهمی داشت. ۲۴

۱- نگاه کنید:استادنیرنوری،حمید،سهم ایران درتمدن جهان،فردوس،تهران ،۱۳۷۹.
۲- دکترج کریستی ویلسون،تاریخ صنایع ایران،ص ۴
۳- ایران ازآغازتااسلام ،ترجمه فارسی ،صفحه ۳۶.
۴-the art of the arcient near east.
۵-آسیادرخاورنزدیک.دکترمحمدعلی سجادیه هم که نوشته ای برپایه زبانشناسی به نام نیاگان سومری ماراازاومنتشر کرده ایم،شبیه همین نظررادارد.ومعتقداست سومری هاازدرون ایران وازمکانی درکوههای گیلان ومازندران به سرزمین میان رودان مهاجرت کرده اندوچنانکه نوشتیم پژوهشهای وی برپایه زبانشناسی قرار دارد:تارنمای وارش

۶-olik und mytho logie
۷- a seruey of perian art
۸- تاریخ صنایع ایران ص ۴
۹- میراث ایران ص۳۳
۱۰-شاهکارهای هنرایران ص۵
۱۱-فن لوگوک:گنجینه های پنهان درترکستان چین.
۱۲- کریستن سن،ساسانیان ،ص ۶-۳۶۵
۱۳-تاریخ صنایع ایران ص۱
۱۴- ایران ازآغازتااسلام به زبان فرانسه ص ۳۲۱
۱۵-روح ایران ص۹
۱۶- شاهکارهای هنرایران ص۲
۱۷-به نقل ازکتاب تعلیم وتربیت درایران تالیف دکترعیساصدیق ص ۴۱۴.
۱۸- برای جلوگیری ازطولانی شدن مطلب ماازذکرمفصل آنطورکه نویسنده ومورخ آورده است خودداری می کنیم وازآن به کوتاهی می آوریم.وخوانندگانی راکه نیازبه خواندن تفصیلات دارند به کتاب آن ارجاع می دهیم.(وارش)

۱۹-مجله موسیقی شماره ۹۴.
۲۰-همان مجله،همان شماره،ص ۱۶
۲۱- مقدمه ابن خلدون،ترجمه محمد پروین گنابادی، جلد دوم،صفحه ۸۶۵و ۸۶۶.
۲۲- مجله ایرانشهر،سال سوم،شماره ۳و۶و۸
۲۳- حکمت سقراط تالیف مرحوم فروغی جلددوم ص۳۳
۲۴- رجوع شودبه مقاله دانشمند فقیدرحیم زاده صفوی به نام نفوذادبی ایران برآسیاشماره های ۹و۱۱و۱۲مجله مهر،سال سوم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *