سيرتاريخي کتابخانه هادر ایران پیش ازحمله تازیان

                      درموردكتابخانه هاي ايران پيشازاسلام غیرازتالیف سه جلدی دکتررکن الدین همایون فرخ پژوهشهاي زيادي نشده وبه نظرمن اين نوشتاربهترين پژوهشی است كه تاكنون منتشرگرديده است.وازآنجايي كه بيشترمردم ایران براثرالقائات عربهاوبنی امیه وبنی عباس که تمام آنان ازنداشتن پیشینه تاریخی وتمدنی مانندایرانیان رنج می بردندودر برابر ایرانیان احساس حقارت داشتندوتاکنون هم ادامه داردوعرب پرستان که دوره پيش ازاسلام ایران رامخالف ومتضادبادوره اسلامي مي دانندتلاش دارندبااين دوره باسكوت برخوردنمایندويابابدگويي يادكنندویاآنهمه نوشته هارادراین موردکه ازکتابهایی برداشته شده است که مورخین معاصربرای نوشتن تاریخ دوره اسلامی ازآن تاریخهاسندمی گیرند،انکارکنند.دردوره حکومت بنی عباس نگهداری کتابهای دوره ساسانی وپیش ازاسلام جرم بودوداشتن کتابهای زندیک وکفرآمیزحساب می شدویکی ازگناهان افشین فرمانده ایرانی معتصم عباسی که متهم به تهیه زمینه یک کودتابودوبوسیله قاضی بغدادمطرح گردید،داشتن کتابهای زندیک بودودرمحاکمه وی به عنوان یکی ازاتهامات بکاربرده شد.درواقع عربهابازرنگی تمام احساس حقارت خودرادربرابرگذشته درخشان ایرانیان وتاریخ آن به این ترتیب پنهان می کردند.والبته برای کم کردن شدت پایداری هادربرابراعراب هم موئربود.این پژوهش که درموردکتابخانه های  ايران باستان انجام گرفته است پژوهشي است پرمعناوپرباروجامع كه ازوجودكتابخانه هاي بسياروتمدني درخشان يادمي كندکه بوسیله عربهای بی تمدن وبیابانی نابودشد.اين متن كه کمی کوتاه ترشده است،جزيي ازكتابي به نام«پاسخ به تاريخ» ميباشدودرجواب فيلم300 كه خشايارشاه وسربازان اورابه وحشيگري متهم مي كندنوشته شده است. متاسفانه كساني كه نتيجه قرنها زحمات وكوشش ايرانيان رانابودكردندهمراه بااسلام وبه نام جهادبه ايران آمده بودند.

    دكترفاروق صفي زاده ازچهره هاي فعال تاريخ نويسي ايران می باشدكه درمدت كمي هشت مدرك نحصيلي دكتراوپسادکتراگرفته وتاکنون بيش از 300 جلدكتاب نوشته است. مهمترين تالیف وي « تاريخ ايران ازابتداتاانقلاب اسلامي» در3500 صفحه مي باشد.

مدارك تحصيلات وي طبق نوشته تارنماي مهر،به اين ترتيب ميباشد:1-درجه اجتهاددرفقه 2-دكتراي الهيات3-دكتراي فلسفه پزشكي 4-دكتراي علوم متافيزيك5-دكتراي علوم تاريخي6- دكتراي فرهنگ وزبانهاي باستاني 7-پسادكتراي ايرانشناسي 8-پسادكتراي اديان.  

وی بازبانهای اوستایی،پهلوی،پارسی،مادی باستان،سانسکریت،عبری،عربی ،کردی ،ترکی ،فارسی ،انگلیسی،و…آشنایی کامل دارد.وبیش از 2000مقاله نوشته است ودرعین انجام فعالیتهای علمی،فعالیتهای گوناگون اجتماعی هم داشته است.*

درشهرستان تكاب آذربايجان باختري به دنياآمده ودوره هاي ابتدايي وراهنمايي رادرتكاب ودوره دبيرستان رادراراك ودوره هاي دانشگاهي رادرايران وهندوستان وآمريكا گذرانيده است.کسانی که تحمل دیدن انسانهای یراستعدادوبرجسته رادرکشورمانداشتند کوشیدندباحمله وتوهین وانکاراو راخراب کنند .

خواننده پس ازمطالعه كتاب به عظمت وشكوه ايرانيان باستان وفرهنگ وتمدن آنان پي مي برد.ومتوجه مي شودنياگان مابراي ميراث مادي ومعنوي كه براي فرزندان خودگذاشتندتاچه اندازه رنج بردندوزحمت كشيدند.هنگامی که اینجانب که مدیرتارنمای وارش می باشم دریک نامه به کم بودن تعدادکتابهای نوشته شده درموردایران پیش ازاسلام ازیک مجموعه بیست جلدی تاریخ ایران ،انتقادکردم ،فردی که آشکار نیست چگونه پس ازدو ماه ،سر وکله او پیداشدوبه جواب دادن پرداخت وبخش بزرگترپرسش مراهم بی جواب گذاشت درجواب نوشت که قرن های پیش ازپیدایش اسلام قرون خالی بوده است.البته باوجودازبين بردن كتابخانه هاي شهرهاي ايران،كتابهايي هم درخانه هاودردست مردم باقي مانده بودكه عربهاموفق به ازبين بردن آنهانشده بودندوباترجمه آن هابه عربی وپارسی يك جنبش بزرگ علمي دردوره اسلامي بوجود آمدكه ايران درآن پيشتازبودوايران راپيشروتمدن جهان كرده بودوازاین نظرهم ایران واسلام مدیون ایرانیان پیش ازاسلام ورهبران دانش دوست آنها می باشند.درواقع پیشتازی ایران درتمدن اسلامی جای شگفتی نداردوحرکت برزمینه وبسترتمدن پیش ازاسلام خودبودکه موجب ایجادآن تمدن درخشان درایران شد.کسانی که ازدرون ایران جنایتهاونابودیهای عربهای مهاجم راتوجیه ویاانکارمیکننددرواقع همکارهمان عربهای بی فرهنگ می باشندولی سرسفره ملت ایران نشسته اند.

*پاسخ به تاریخ ص475،مسئولیت های دکترفاروق صفی زاده

                      *                      *                    *

گفتارمورخ

يكي ازپرارج ترين ره آوردتاريخ پرتلاش جامعه انساني ،كتاب وكتاب نويسي است. درآريانا(سرزمين ايرانويج)برپايه هاي يافته هاي باستان شناسي گذشته ، اين پديده سخت چشم گيروتابناك است.گرچه آريايي ها،تاآنجاكه ازيافته هاي باستانشناسي درنقاط متمدن جهان باستان روشن گرديده،آشكار شده است كه نسبت به ملل متمدن حوزه هاي نيل وميان رودان(بين النهرين)وحتاباشندگان بين درياي سي كيانك ونيسي كيانك چين،ديرتردراين راه گام برداشته اند.ولي ره آورد فكريشان بدون چشم پوشي وگذشت استوارومتين است.

به شهادت تاريخ،متن هاي اوستابرروي  دوازده هزارپوست گاوبه آب طلانوشته شد. تبري دراين باره مي نويسد:«گشتاسب دبيران رابنشاندتاآنچه زردشت مي گفت ،كه ازآسمان به من وحي آمده است ،كه نشينندبه آب زر،وپوست هاي گاوراپيراست وازآن قرتاس كرد،مصحفهاساخت واين سخنان رازردشت كه مي گفت ازآسمان بمن وحي آمده درآن مصحف هابفرمودتاثبت كردندودوازده هزارگاوراپوست بياهيخته بودوپيراسته وآن همه پوست هانبشته ازسخنان اوبه آب زر…1

ثعالبي،عين روايت تبري رادرباره نبشتن ، متن اوستاروي پوست دوازده هزارگاوتاييدمي كند.2

مسعودي تعدادگاوهارابه هجده هزاربالامي برد،اماعقيده داردكه چون كتاب زردشت راكسي نيافت،تفسيري برآن درهجده هزارمجلدبه طلانوشت.3

اين روايات همه بيان كننده آن است كه درنهاددوره افسانه ای تاريخ ماحقايقي نهفته است كه مي توان دراثركاوش هاي ژرف گرانه به ارزش هاي آن پي بردكه همان نوشتن كتاب است.ودراين شكي نيست كه پوست وسيله اي براي نوشتن بوده واينكه واقعا درآرياناازاين وسيله استفاده مي كرده اند.

اسنادومدارك مورداعتمادبيانگراين حقيقت اندكه آرياييهادرحوزه فعاليت خويش بااستفاده ازموادمناسب درمحيط زندگي خويش اوراقي رامي نوشتند. ابوريحان بيروني اظهارمي داردكه  مردمان جنوب هند،نتايج افكاروانديشه هاي خودرادربرگ هاي ضخيم وپهن ثبت مي كردند4.

وبنابراظهارات مسعودي،راي هندنامه اي راكه براي خسروانوشيروان ساساني فرستاد،برپوست درختي بود.5

ازآنجاكه دربلخ پوست گاووسيله بهترنوشتن تشخيص داده شده بود،درنوشتن اوستاازآن استفاده به عمل آمد.

 ازحفريات بيشترشهرهاومناطق تاريخي گستره ايران بزرگ،نتايجي مطلوب بدست آمده وبيشترين بخش مفاخرتاريخي مااززيرخاك توده هاي اعصار،چهره اش نمايان شده وتاريخ مستندمارامستندتركرده است.ازجمله آثارپرارجي كه بدست آمد،كشف تعدادي اوراق كتبي ازباميان است كه قدمت كتابنويسي رادرميان آرياييان پيش ازاسلام نشان مي دهد.

اين كتاب شامل يك تعداداوراق نوشته شده ازپوست درخت است كه درسال 1930 ازبخش شرقي هيكل 35 متري بوداتوسط ماكن باستانشناس فرانسوي كشف شدوسيلولوي درسال 1932 آن رادرمارچ ژورنال ازياتيك به نشررسانيد. 6

بنابه عقيده سيلولوي قديم ترين آثاركشف شده مزبورمحصول قرن هاي 3و4 وجديدترين آنهامتعلق به سده هاي 7و 8 مسيحي است وعروج وزوال بوداييان باميان نيزباهمين تاريخ هامطابقت دارد.7

باستان شناس يادشده خاطرنشان مي سازداين كتاب ها،يادرخودباميان،بنابه ضرورتي كه احساس مي شد،نوشته شده ويا ازكتابخانه هاي ديگرايران به اين كتابخانه انتقال يافته اند.8

مراكزفرهنگي ازپديده هايي هستند كه بنابه اقتضاي تمدن وايجاب حيات پرجنب وجوش شهري ايجادمي شوند.كتابخانه  هاكه خودكانون هاي حفظ ونشرفرهنگ ودانش به شمارمي روند،درگنج خانه قراردارندوهرجامعه ي دانش پسندودانش جوبه بنيادنهادن كتابخانه درحدمقدور،اساساضرورت مبرم مي نمايد.بنابرسنت فرهنگي جامعه آريايي دربلخ،پس ازآنكه اساس  شهري راكه اندكي بعدشهرت جهاني پيداكرد،ريختند،درصددبنيادنهادن كتابخانه اي برآمدند.

مورخان هشگران همه دردرست بودن اين خبراتفاق دارندكه زرتشت دربلخ به تبليغ وانتشاركيش نودست يازيدومذهب خودرابه جامعه آريايي تقديم كرد.قبول گشتاسب،شاه ايران آيين مزدايي راسبب گرديدكه كيش مزبوردامنه وسيعتري پيداكند.گشتاسب دبيران راگردآوردوامرنوشتن اوستارابرپوست دوازده هزارگاوداد:«آنگاه گشتاسب اين كتاب رااندرگنج خانه خويش بنهاد،خانه ازسنگ وموكلان رابرآن گماشت ومردمان عامه رانسخت آن ندادمگرخواص راو امروزبدست همه مغان اندرنيست وآن كسان كه دارندهم تمام ندارند.

مورخان وپژوهشگران همه دردرست بودن اين خبراتفاق دارندكه زرتشت دربلخ به تبليغ وانتشاركيش نودست يازيدومذهب خودرابه جامعه آريايي تقديم كرد.قبول گشتاسب،شاه ايران آيين مزدايي راسبب گرديدكه كيش مزبوردامنه وسيعتري پيداكند.گشتاسب دبيران راگردآوردوامرنوشتن اوستارابرپوست دوازده هزارگاوداد:«آنگاه گشتاسب اين كتاب رااندرگنج خانه خويش بنهاد،خانه ازسنگ وموكلان رابرآن گماشت ومردمان عامه رانسخت آن ندادمگرخواص راو امروزبدست همه مغان اندرنيست وآن كسان كه دارندهم تمام ندارند».9

ند».9

 ازگفته هاي بلعمي روشن مي شودكه كتاب اوستارادرگنج خانه نگهداري مي كردند كه همين گنج خانه رامي توان كتابخانه ناميد.كتابخانه اي كه تنهاصاحبان دانش مزدايي (مغان) ازآن بهره مي اندوختند.گفته ثعالبي نيزمويدنظرتبري است.اونيزبه حفظ كردن اوستادرجاي امني اشاره مي كند.به گفته ابن بلخي،ويشتاسب كتاب اوستارادركوه نفشت جاي داد.10 

 ازمحتواي گفتارهاي همه مورخان پيداست كه گشتاسب آتشكده هاساخت ونسخه هاي اوستارابراي استفاده مزداپرستان درآن گذاشت تادرپرتوآتش شعله دارازموادانباشته شده دركتاب هابهره مندشوند.

روايت هاي تاريخي مابيانگراين حقيقت اندكه نخستين كتابخانه هادرآرياناي باستان ،معبدهاهستند.نسخه اي ازاوستا،نوشته شده درقرن هشتم مسيحي ازسمرقندبدست آمده كه درآن نوشته شده است «زردشت بدستورويشتاسب 12 هزارنسخه راجع به دين خود،روي پارچه هاي طلا نوشت وآن رادرخزانه آتشكده ورهران نهاد.»احمدعلي كهزادعقيده دارداين خزانه همان كتابخانه شابيگان است.11   

 پس ازمعبدهاجاي ديگري كه شايستگي نگهداري كتاب وتاسيس كتابخانه راداشت،كهن دژهابود.نظربه گفته ياقوت حموي ،كهن دژهادژهای  باستاني دروسط شهرهابودند.بنابرگفته ابن النديم باستنادگفته ابومعشربلخي دركتاب اختلاف الزيجات راجع به كتابخانه هاي كهن دژاظهارمي دارد،آرين هابراي حفظ آثاروكتاب هاازآفت هاي طبيعي وحوادث اجتماعي ،به وسايلي متوسل مي شدندكه توان پايداري رادربرابر رويدادهاي يادشده دارامي بود.ازاين رودرآثارخودپوست درخت خدنگ راكه به نام توزياد مي شد،به كارمي بردند.زيرااين پوست هادربرابرعفونت و پوسيدگي پایداری داشته به زودي فاسدنمي شدند.بعدهاملت هاي هندوچين اين شيوه راازآرين هايادگرفتندودرنبشته هاي خودازاين پوست استفاده مي كردند.آنگاه كه آرين هاآثارخودرابوجودمي آوردند،محل قابل اطميناني رابراي اينكه دربرابرحوادث روزگاروآفت هاازبين نرود،براي آنهاتعيين مي گردندوتابدست آيندگان برسد.براي اين كارساخنمان هاي كهن دژرامناسب يافتند.

خط وسيرنفوذ آن درآريانا(ايران باستان)

دراين هيچ شكي نيست كه پيدايش خط درجهان ازايران باستان بوده است.براي نمونه مادرايران باستان 16 نوع خط والفباداشته ايم كه هركدام ازاين خط هاوالفباهابراي امرويژه اي بكارمي رفت.

خط والفباهاي ايران باستان

1-دين دبيره:48 حرف داشت.

2-وش دبيره:365حرف داشته كه همه آواها وآهنگ هاي طبيعت رابااين خط مي نوشتندوبعدهاازروي همين خط ايرانيان 7نت موسيقي را ابداع كردند.

3- گشته دبيره: 23 حرف داشت كه با آن پيمان نامه هاوفرمان هارامي نوشتند.سكه هاهم بااين حروف نوشته مي شد.

4- نيم گشته دبيره :28 حرف داشت ودانش فلسفه وپزشكي رابااين الفبامي نوشتند.

5- شاه دبيره:بااين الفباپادشاهان مسايل خودرامي نوشتند.براي حفظ اسراركشوراين الفباتنهابراي پادشاهان بود.

6- ام دبيره:ام ازريشه هام،هه وهمان است كه درتازي به عام معرب شده است.اين الفباويژه عامه مردم بودواصلا نقطه نداشت.

7- رازدبيره:داراي 40 حرف بودكه پادشاهان رازهاي خودرابراي مردم كشورهاي ديگرمي نوشتند.

8- راس دبيره:كه24حرف داشت وفلسفه ومنطق راباآن مي نوشتند.

9- فروده دبيره:الفباي ويژه نامه هاي مخصوص وكتابت.

10-داددبيره :ويژه فرمان هاوقضاوت.

11- شهرهماردبيره:الفباي گنجينه داركشور.

12-كده هماردبيره:الفباي رياضيات.

13-گنج هماردبيره:الفباي گنج هاوگنجينه ها.

14-اهرهماردبيره:نويسه والفباي نويسه والفباي آخورهاوستورگاه ها.

15- اگران هماردبيره :الفباي شمارش ورياضيات آتشكده ها.

16- روان گان هماردبيره:نويسه والفباي روانگانه هاووابسته ها.

Picture 054Picture

اختراع خط والفبادررشدوبالندگي تمدن بشري وبسط وگسترش آن،اثرمثبت وپرارزشي راازخودبرحاي گذاشت .ملتهايي كه ازاين موهبت تاريخ يعني اختراع خط برخوردارشدند،توانستنداسنادي درخورپذيرش پژوهشگران درباره ديرپاي بودن وباستاني بودن فرهنگ وتمدن خويش براي نسل هاي آينده به جاگذارند.

به نظرپژوهندگان ژرف نگرجهان ما،گسترش خط،محصول تلاش هاي بازرگاني اقوام آريايي فنيقي است.راوندي مي نويسد: فنيقيان ضمن فعاليتهاي بازرگاني حرف هجاراكه تمام قبايل آريايي درتكامل آن دست داشتند،به يونانيان وسايرملت هامنتقل نمودند13

وچون فعاليتهاي بازرگاني بعدهانيزدرانتقال خط ازيك حوزه به حوزه ديگرموثرواقع شد،بادرك همين موضوع ويل دورانت مورخ شهير معاصراين نظرراابرازمي داردكه :خط نويسي محصول ونتيجه فعاليتهاي بازرگاني است.14

به طوري كه آورده شد،خط والفباي فنيقي ازديدگاه تمام مورخين وپژوهندگان باستان وكاوشگران آثاركهن،پايه واساس خط هاي جهان مي باشد.وفنيقي ها،ازسومريان آريايي كه قديميترين ملت متمدن درجهان هستند،آموخته بودندوهمين آموزش تايونان باستان (مستعمره ایران)آرياناي كهن دنباله پيداكرد. 15

 مورخان رايج بودن دونوع خط رابه نام هاي براهمني (مادي) كه ازچپ به راست نوشته مي شدوخروهشتي كه ازراست به چپ نوشته مي شد،نخستين خط هاي جهان درايران باستان مي دانند.خط آراني آريايي كه به نادرستي به خط آرامي مشهور شده است نيزازخط هاي قديم وباستاني ايران مي باشد.16

خط آراني ازخطوطي است كه مبني برخط هاي سومري وفنيقي اند.اين خط كه مبناي خط پهلوي شمرده مي شود،مدت هادر سرزمين هاي آريايي نشين مورداستفاده بودودرثبت اسنادكتبي ازآن استفاده مي شد.خط آراني ياآريايي 22 حرف دارد.17

خط ميخي ياسه گوش (پيكاني) ازخط هاي قديم آريايي است كه بيش از5 هزارسال پيش ازميلاد،سومريان آريايي آن رااختراع كردند.مادي هابه  اين خط صورت الفبايي دادند.18

خط ميخي سومري 800علامت وخط انزابي آريايي 3000 علامت دارد. 

كتيبه هاي زيادي نيزبه خط براهمني(مادي) به جاي مانده است .اين خط به مدت هفت قرن متوالي درمناطقي ازخراسان بزرگ كاربردداشته است.19

خط خروشتي ازخطوط آريايي باستان،درمناطق گوناگون خراسان بزرگ ازقرن سوم پيش ازميلادمسيح تاسده پنجم ميلادي كاربرد داشته است وزبانهاي سانسكريت وپراكريت عمومابااين رسم الخط نوشته مي شد.برپوست درخت نوشته هاي زيادي بااين خط درخراسان بزرگ كشف شده اشت.74 كتيبه به زبان خروشتي تاكنون بدست آمده است20

 دركل خط آريايي ازنظر تنوع به چهارنوع تقسيم شده است:

1-خط نگاري يانقشي :مانندهيروگليف آريايي.                 

2-خط نموداري ياعلامتي :دراين خط براي هرنام وفعل يانام معناواسم ذات،علامت ويژه تعيين كرده اند.

3-خط آهنگي ياصوتي :دراين گونه خط هرحط ياشكل نشانه ي يكي ازصوت هاست.درزبان صاحبان اين خط هانيزاغلب لغات بااصوات ومقطعات جداجدا ساخته شده است .مانندخط چين امروز.

4-خطالفبايي :دراين نوع خط،هرحرف نماينده يك مخرج است وآن مخرج گاهي حروف مصوت وگاهي غيرمصوت راارائه مي دهد.

كتاب نويسي درايران باستان 

 يكي ازپرارج ترين ره آوردتاريخ پرتلاش جامعه ي انساني،كتاب وكتاب نويسي است ودرايران باستان اين پديده سخت چشم گيرو تابناك است.

اسنادومدارك مورداعتماد،بيانگراين حقيقت اندكه آريايي هادرحوزه فعاليت خويش بااستفاده ازموادمناسب محيط زندگي خود،اوراقي رامي نوشتند.ابوريحان بيروني اظهارمي داردكه مردمان جنوب ايران افكاروانديشه هاي خودرادربرگ هاي كلفت وپهن ثبت مي كردند21

بنابه اظهارمسعودي راي هند،نامه اي راكه براي خسروانوشيروان ساساني فرستاد،برپوست درختي بود. 22

 كساني كه درباره نشان دادن چهره ادوارباستاني تاريخ شرق مي كوشند،بلخ رامركز پخش ونشرفرهنگ وانديشه آريايي مي دانند.23 

 پژوهشگراني كه درباره متون اوستايي تحقيق مي كنند،بلخ رامهدپرورش فرهنگ اوستايي مي شناسندوبارتولدآرياناي خاوري رامنشاكيش مزدايي وفرهنگ اوستایی مي داند.24

 كتابخانه آذرفرنبغ دركاريان پارس

اردشيربابكان درشهركاريان پارس آتشكده بزرگي بنانهادكه بعدهاويژه موبدان ودستوران وهيربدان زمان ساسانيان شد.اودر زماني كه به فرمانروايي تمام پارس رسيد،دستوردادتاكتابخانه اي درآنجادايرگردد.اين كتابخانه نخست ازشهرهاي دورونزديك كتاب ونسخ ونوشته طلب كردوديري نپاييدكه تعادكتابهاي آن به چندين هزارجلدديني وغيرديني رسيد وگنجينه اي براي آموزش درجنوب ايران فراهم گرديد.

 اين كتابخانه هابعدهاوسعت يافت وتازمان يزدگردسوم دايربودوباكتابخانه هاي مشهورتيسپون وجنديشاپورهكاري علمي و فني داشت.اماافسوس كه پس ازتازش تازيان اين يادمان هاي باارزش فرهنگي ازبین رفت واين گنجهاي گرانبهاي تاريخي نابودشدند. 25 

 گامهاي ديني اردشيربابكان،چه درزماني كه فرمانرواي پارس بودوچه درزمان شاهنشاهي برسر زمين پهناورايران زمين،يك نهضت علمي آموزشي رابهمراه داشت وتاجايي پيش رفت كه درپايان پادشاهي او،دههاآموزشگاه ودههاكتابخانه ودهها مدرسه علمي درسرزمين هاي پارس وخوزستان وري وخراسان وتبرستان وهگمتانه وبرخي ديگرازاستانهاي ايران بوجودآمد.26

 برخي ازاين آموزشگاههاي علمي ،نه تنهامربوط به آموزش امرديني بود،بلكه شماري ازآنهامربوط به حكمت وعرفان وفلسفه ونجوم بوده است وازدانش هاي روزجهان متاثرمي شدند.همچنين دراين گامهاي فرهنگي،برخي ازدانشمندان ملل ديگرنيزشركت داشتندورويهمرفته يك نهضت مقدس دانشي بوجود آمده بود.   

يكي ازبزرگترين بهره هاي اين نهضت،گردآوري كتابهاي ديني،فلسفي،نجومی،پزشكي،تاريخي بزبان پارسي باستان و يابزبان پهلوي اشكاني ازرساله هابه زبان سانسكريت بودندكه بيشتر آنهابه زبان پهلوي ساساني درآمد.

علاوه براينها،اردشيربابكان كاروان هايي رابه ميان رودان وهندوچين وحتايونان فرستادتاازنسك هاي ايراني وياازديگر ملل جهان جمع آوري گرددوبه تيسپون حمل شود.27

سه مكتب ديني واثرآنهابرجنبش فرهنگي علمي در ايران باستان:

درزمان شاپوريكم ساساني 

شاپوريكم مانندپدرخوداردشيربابكان دين رسمی كشورپهناورايران رادين زردشتي مي دانست ولي به اعتقادات اديان غيرزردشتي هم احترام مي گذاشت وبه گونه اي به آنهاآزادي عمل مي داد.دراينجاازسه مكتب ديني كه هريك به تبليغ دين ومرام خودمشغول بودند،نام برده وبه طوركوتاه برآنهابحث مي شود:

مکتب كرتير 

موبدکرتيرباگامهاي فرهنگي شاپوردرتيسپون وگندي شاپورهم صداشد.اوبودكه دربرپايي آموزشگاه آكادميك ديني ويژه شناسايي هرچه بيشترفلسفه دين زردشتي دربيرون شهرگندي شاپوراقدام كرد.كرتيربااختياراتي كه ازشاپوردريافت كرد،موبداني رابه سراسرايران گسيل داشت ودركمترازدوسال هزاران كتاب ودست نويس وسنگ نوشته رابه تيسفون منتقل نمود.اوبودكه درگسترش دانش ديني درشهرگندي شاپورباروميان همكاري كردودين زردشتي رابه آنان شناساند.كرتيربراي نخستين باركتابخانه اي رابنانهادكه  درحقيقت پايه اصلي جنبش هاي فرهنگي بعدي درگندي شاپورشد29

 كرتيرعلاوه براينها،گروهي ازموبدان رابادرهم ودينارروانه ي ميان رودان نمودوآنهارابه سوريه واورشليم ويونان(مستعمرات ايران) فرستادتاآنچه ازبقاياي كتابهاي علمي ايران رابيابند،به ايران بازگردانندوجداگانه كتابهاي علمي سورياني وعبري ويوناني راگردآوري كرده وباخودبه ايران بياورند.درضمن به برخي ازهمين موبدان اختياردادتابابرخي ازدانشمندان سوري ويهودي ومسيحي مصاحبه نموده وآنهارابه كوچ به گندي شاپورتشويق كنند.ديري نپاييدكه درگندي شاپورشماري ازدانشمندان وپزشكان وفلاسفه گردآمدندوگندي شاپورتبديل به يك مركزعلمي شد.كرتيربسياري ازكتابهاي يوناني وسورياني رابه پهلوي ترجمه كردودركتابخانه تيسپون گردآورد30

  مكتب زروان(زروانيسم)

دربرخي ازادبيات اوستايي وپهلوي به واژه زروان بر مي خوريم كه هميشه باواژه (اكرنه) به معني بي كران همراه است.

دربخش سروش واژ،ازدفترخرده اوستاچنين آمده است: زروانهه اكرنهه:زروانهه درغوخدا نهه…31

 ويادرنسك هاي ادبي مينوخرد،زروانيسم يازروانه به شكل «زروان درنگ خداي » آمده وحتادررساله بعضي ازمورخان اسلامي زروان به درنگ خداي تغيير دادشده …32

 دردوره هخامنشيان وهمچنين درآيين مهرپرستي،زروانيسم جايي مهم داشت ودردوره ساسانيان،اين مكتب به رشدقابل ملاحظه اي رسيدوپيرواني درمراكزي ازسرزمين ايران رابه خودجلب كرد.درحقيقت زروانيسم همان فرهنگ،دين زردشت بود،ولي خداي زروان غيرازاهورامزداموردپذيرش آن بود.استوره هاي چندي اززروانيسم ازدوران ساسانيان وجوددارد33

 مكتب ماني

بنيانگذارمكتب ماني،ماني ياماني پرپانك (276- 216م) است كه در 22 سالگي رسالت خودراآغازنمودوآيين خودراكه مجموعه اي ازفرهنگ دين هاي زردشتي،عيسوي، وبودايي بود،به جهانيان معرفي كرد.ماني بوسيله برادرشاپور يكم (پيروز)،به شاپورمعرفي شد.ماني ازطرح آزادي دينهادرزمان شاپوريكم بهره گرفت وشاپورهم به اوحرمت نهاد.ديري نگذشت كه ماني کتابی فلسفي نگاشت وآنرا شاپورگان نام نهاد34.ودر روزتاجگذاري شاپوربه اوپيشكش كرد.شاپورنخست باماني به مهرباني برخوردكرد،ولي بعدزيرفشارموبدان اوراازايران تبعيدنمود.ماني پس ازدرگذشت شاپوردرسال 272ميلادي دوباره به ايران بازگشت وازجانشين شاپور:هرمزاول مجوزدين خودرادريافت كرد.وآنگاه به ميان رودان رفت ودراندك مدت بين عيسويان وزردشتيان پيرواني يافت.دربازگشت به تيسپون ،درزمان بهرام اول (275-272م) زنداني وشكنجه شدوسپس به قتل رسيد(277 م) 35 فلسفه ماني باعلم نوين فيزيك برابري مي كند.حركت جوهري وسپس فيزيك كوانتم ونظريه نسبيت ازمضمون هاي فلسفه ماني مي باشد.36

دين اسلام تشابه زيادي بامكتب ماني نيزدارد.ماني علاوه برارايه ي فلسفه دين،ستاره شناس ،پزشك ونقاش هم بود.به همين دليل دراواسط پادشاهي شاپور،زمان كوتاهي درگامهاي فرهنگي باوي هم صدابود.بويژه براي گسترش دانش پزشكي وستاره شناسي ورياضي در گندي شاپورفعاليت كردوبه همين دليل موردتوجه شاپوربوده است.

  جهش همه جانبه درزمان شاپوريكم ساساني

  كليدبرپايي سازمان هاي فرهنگي ،علمي وآموزشي                        

     بنابردههاماخذفارسي وغيرفارسي،درزمان شاپوريكم جهش هاي همه جانبه ي سياسي ونظامي واجتماعي و فرهنگي وهنري درايران به وقوع پيوست كه همه آنهادرخوربررسي فراوان است.

    دركتاب مجمع التواريخ والقصص آمده است:شاپورهمتي بسزاداشت،اندرزدادوانصاف وآباداني وعلم،برسان پدر،اونيزبه كشورداري پرداخت .شهرهاي بسيارساخت،چون بيشابور(شهرشاپور)،نيشابور(درخراسان)جندي شاپورو…

  دراخبارالحكماازقفطي( 562-462ه ق)آمده است:سبب ترقي جندي شاپورآن است كه شاپورپس ازفتح انتاكيه ،وبه زني گرفتن دخترامپراتورروم ،شهري ساخت به نام جندي شاپور.

 دركتاب تاريخ تمدن اسلامي جرجي زيدان آمده است:شاپورتوجه فراواني به علم داشت وفرمان دادتاكتاب هاي فلسفي وستاره شناسي وپزشكي اززبان هاي يوناني وسورياني وعبري رابه زبان پهلوي نقل ودرمجاري كتابهاي جندي شاپورحفظ كردندتا مورداخذواقتباس مردم واهل علم قرارگيرد.دركتاب دانش هاي يوناني درشاهنشاهي ساساني،ازدكترذبيح اله صفابه نقل ازالفهرست ابن نديم آمده است:درزمان شاپور،موبدان وهيربدان به نگارش كتب طب وفلسفه وحكمت ونجوم پرداختند.درآن زمان دونوع خط وجودداشت،يكي خط گشته يا گشتگ(گشتگ دبيره)،وديگري به نام راس شهريه،ولي بيشترين نسك هادراين  زمان به خط گشتگ بود.

دركتاب ايران درزمان ساسانيان ازكريستنسن آمده است:شاپوريكم ساساني برتدبيردرسياست وبرپيروزي درجنگهاوبر سازندگي وآباداني درايران ونيزبرتوسعه علم ودانش ،بويژه پزشكي وفلسفه يكي ازشاهان بزرگ ايران است.

دست نوديس شاپورسوم ساساني(پورشاپوردوم ساساني)

(388-382ميلادي*)

اين يادداشت رامن:شاپورشاپور،شاهنشاه ايران زمين،وكوشان وانيران به كارنامك پدرم شاپورارمزد (شاپوردوم)مي افزايم:پدرم درنيمروز26 امرداد،هفتادمين سال شاهنشاهي اش(379ميلادي) به هنگام نوشتن كارنامك خود،ناگهان به آرامي درگذشت.اورادرحالي كه هنوزخامه دردست داشت،وسرش برصفحه كاغذافتاده بود،مرده يافتند.نقش لبخندي برلبانش ديده مي شد.اوبه آخرين آرزوهايش رسيده بود…به خواسته پدرم اين كارنامك رادرهفت لفافه وصندوق مي گذارم وبرآن مي نويسم ومهرميزنم كه تاهزارسال ناگشوده بماندوآن رادرزيرزمين كتابخانه تيسپون در كنجي ايمن مي نهم تاكي گشوده شودوسرنوشتش چه باشد.

                                                                               مهروامضاي شاپورساساني،                                                                                               804اشكاني برابربا 384 ميلادي

بيشترتاريخ نگاران ونويسندگان صدراسلام ازشاپوردوم به نيكي يادكرده اند،همچون دينوري(212تا 276ه ق )،حمزه اصفهاني ( 27 تا 350 ه ق) ،گرديزي (پايان سده سوم)،ثعالبي(سده 4)، ابن اثير(555تا 630 ه ق)،و…

برپايي مدارس وكتابخانه هاي ديني درسراسرايران باستان

دگرگونيهاوتغييراتي كه انوشيروان ساساني درده سال نخست پادشاهي خوددرايران پياده كرد،درجهت منافع بيشترمردم ايران بود.گواينكه اين برنامه هاي اجتماعي ديني او،ازمنافع رده موبدان تااندازهاي كاست،امابراي خوشنودي اين رده امتيازاتي درنظرگرفت.نخست اينكه دريافت ماليات ازموبدان باضوابط معيني محدودترازگذشته شدوبراي صدهاموبدوهيربددرآتشكده هامقرري بيشترازگذشته تعيين شد.سپس رده ي موبدان رابه فراگرفتن دانش ديني واداشت.آنگاه آتشكده هارانه تنهاجايگاه عبادت دانست،بلكه جاي آموزش وپيوندموبدان قرارداد.اودرصدهاآتشكده ايران ،مدرسه وكتابخانه ايجادنمودودراين مدارس  به موبدزادگان آموزش ديني داده مي شد.اين برنامه درسراسرايران انجام گرفت.37 

مهمترين برنامه موبدموبدان درهراستان،ايجادمدارس وكتابخانه هاي ديني بودوآن گروه كه استعدادوامكانات بيشتري داشتند،به پايه ي علمي وفرهنگي بالاتري نايل مي آمدند. 

كتابخانه هاي گندي شاپوروتيسفون وچپاول آنها

تاريخچه دانش كتابت درايران باستان به هزاران سده پيش ازميلادمي رسد.خط هاي آريایي آرامي كه خوداقتباس ازخط والفباي آريايي فينيقي است،هزاران سال پيش ازميلاددربيشترجاهاي ايران وجودداشته است38 وخطهاي بابلي وميخي وزبان وخط اوستايي قديم وپس ازآ نها،كتابت دوران اشكانيان به زبان پهلوي اشكاني وكتابهاي دوره ساسانيان به زبان پهلوي ساساني ودبيره گشتگ وزندوپازندبودكه همگي دليل بزرگي بردانش علم كتابت ونوشته درايران بوده است

مهرهاوسكه هاونقش هاي سينه هاي كوه وجودهزاران نسك وصدهاماخذقطعي است كه درزمان ساسانيان نگه داري ازكتاب، يعني هنركتاب داري  پيشرفت زيادي داشنه است.

درآغازفرمانروايي ساسانيان،اردشيربابكان كه خودازتبارموبدان بود،بايك رستاخيزديني فرهنگي ،هزاران كتاب گمشده ازگذشته خودرابازيافت وروايت است كه 80000موبدوهيربددرسراسرايران بزرگ تجهيزشدندوهزاران كتاب يافتندوگنجينه هاي بزرگي بوجودآمد39وآنچه كتاب ديني وفرهنگي وپزشكي وفلسفي ونجوم ازخودداشتندويايافتند،همه رادراختياراردشيرومامورين دولت قراردادندوديري نگذشت كه درسرزمين پارس چندين كتابخانه وازآن جمله كتابخانه مشهورآتشكده آذرفرنبغ(كاريان پارس) پرازكتاب گشت. مي گويندموبدموبدان زمان (تنسر)برنامه ريزاصلي نگهداري كتاب هاشدوسپس درزمان شاپوريكم ساساني موبدكرتير40وبعددرزمان شاپوردوم ساساني موبدماراسپند41به جمع آوري اوستاوكتابهاي فرهنگ ملل ديگرپرداختند.گام بزرگ زمان شاپور دوم نوشتن 21نسك اوستااست كه شامل يك ميليون آيه بوده است .دراين دوره سفرايي به يونان وروم وهندفرستاده شدتاآنچه ازفرهنگ وادب وكتاب ورساله وآثارايراني بيابند،به ايران حمل كنند.اين سفيران درسرزمين هاي بيگانه نه تنهابه جمع آوري مآخذايران پرداختند،بلكه به كتابهاي يوناني ومصري وارمني ويهودي وهندي وچيني نيزكه دسترسي داشتند،همه را آماده وبه ايران فرستادندوبيك روايت درزمان شاپوردوم كتابخانه بزرگي درگندي شاپوربوجودآمد.به روايتي ديگراين كتابخانه درزمان انوشيروان تاسيس شدكه مي گويندنزديك به 400000هزارجلدكتاب در آن وجود داشته است. 42

ونيزدرتيسپون دربناي ايوان كسراكتابخانه اي بودبه نام كتابخانه ي شاهي كه داراي صدهاهزارجلدكتاببود.علاوه براينها درديگرشهرهاي  علمي مداين چون سلوكيه ويه اردشيرورومگان و…كتابخانه هاي معتبروجودداشت.آنچه قطعي است اين كه درزمان انوشيروان،تلاش فراواني براي دريافت وترجمه كتابهاي سورياني و،قبطي،عبري وهندي ويوناني به عمل آمدودانشمندان ومترجمين ويژه براي اين گام عظيم فرهنگي بوجودآمدندكه كارشان تنهاترجمه وتهيه كتاب بود.رويهمرفته درپايان دوره ساساني گنجينه بزرگي ازكتاب وذخيره هاي فرهنگي وعلمي درگنديشا پوروديگرشهرهاي ايران شهروجود داشت كه درجهان نمونه بود.

پس ازتازش تازيان همه ي اين گنج هابربادرفت،زيراتازيان مي گفتندباداشتن كتاب خدانيازي به كتابهاي ديگر نيست.به روايتي اين دستورعجيب درفتح مصرتوسط عمروعاص ودرفتح ايران توسط سعدوقاص انجام گرفت.مي گويندعمروعاص پس ازتسلط براسكندريه ازعمربن خطاب درباره ذخايركتابهاي دانشگاه اسكندريه پرسش كردوعمردرپاسخ نوشت:درباره كتبي كه گفته اي ،اگردرميان آ نهامطالبي موافق كتاب خدااست،كه با بودن كتاب خدا ازآن مستغني هستيم واگرمخالف كتاب خدا است،احتياجي بدانها نيست.پس اقدام به سوزاندن ونابودكردن آنهابنما43.

ونيزسعدوقاص پس ازفتح تيسفون ازعمربن خطاب پرسش كردكه باگنجينه هاي كتابهاي علمي درمداين چه بايدكرد؟عمرپاسخ داد:آنهارابه آب انداز!!؟چراكه اگرآنهاموافق وشامل راهنمايي وهدايت مي باشد،كتاب خداماراكافي وراهنماتراست واگرمايه خلاف وگمراهي است،خداي تعالي ماراازآنهابي نيازكرده است.44

بابررسي اين حقايق كه درچندين ماخذمعتبرثبت است،درچندسال اخير،برخي ازعلماونويسندگان ناآگاه مي گوينداينهاگزاف گويي مورخان مخالف تازي است وعمر چنين دستورهايي رانداده است،ولي تاريخ غيرازاين مي گويدودقيقاضايعات متعصبين تازي رادراين باره مي پذيرد.ضايعات بزرگي به بشريت وارد آمدكه حتابرخي ازمورخين اسلامي نيزبه اين گمراهي هااشاره كرده  وآن رافاجعه ي فرهنگي دانسته اند.  

 اصولا سيرعلوم درتمدن اسلامي نتيجه زحمات وازخودگذشتگي هاي دانشمندان ايراني (غيرعرب)مي باشد.وازاين بابت ايرانيان ،حق بزرگي برگردن تمدن اسلامي دارند.وچون بسياري ازكتب وآثارايرانيان،چه نقل قول وچه ترجمه وپژوهش وتاليفات به زبان تازي بوده،همين امريكي ازاشتباهات برخي ازمورخان است كه تمدن اسلامي رابه نام عرب قلمدادكرده  اند.

مي گويند:چپاول كتابخانه گندي شاپوربه وسيله سپاهيان تازي به سرداري عربي بي دانش به نام نعمان بن مقرن درسال 20هجري اتفاق افتادوكتابخانه چندصدهزارجلدي جندي شاپورنابودشد.45ونيزكتابخانه تيسفون ويران گرديد.وبه دستورعمروبه وسيله سعدابي وقاص آنچه دركتابخانه تيسفون وشهرهاي مجاورموجودبود،ياغارت ويابه آب ريخته شدودرنهايت اين گنج فرهنگي ازبين رفت.  

                

1-تاريخ بلعمي،ج2،ص657،به تصحيح ملكالشعراي بهار،به كوشش محمد پروين گنابادي،تهران ،1352.                                                                                                                                                       

2 – شاهنامه ثعالبي ص119 ، ترجمه محمود عنايت،تهران،1328.

3- مروج الذهب، ج2،ص224، ترجمه : ابوالقاسم پاينده ،تهران،1346.

4- ايرانشهر،ج1، ص745،تهران،سال 1342.

5- كتاب خط ونوشته هاي كهن درافغانستان ،ص79،تاليف حبيبي،كابل،1350.

کشور ایرانشهر در زمان انوشیروان

کشور ایرانشهر در زمان انوشیروان

6- كتاب، خط ونوشته هاي کهن درافغانستان ، ص79، تاليف حبيبي، كابل، 1350.

7- افغانستان درپرتو تاريخ،ص235، احمد علي كهزاد،كابل،1346.

8- بلعمي،ترجمه تاريخ طبري،ص657،ج2،تهران،1352.

9-بلعمي،ترجمه تاريخ تبري ، ص657، ج2، تهران، 1352.

10- ابن بلخي، فارسنامه ، ص49، به كوشش لستر نج،كمبريح،سال 1330، 1921.

11- احمد علي كهزاد ،تاريخ افغانستان ،ص252، ج

12-نك:پيرامون ادب وزبان كردي باستان،رساله دكترا،استادفاروق صفي زاده ،تبريز،محمدي، 2698مادي 

13- مرتضاراوندي ،تاريخ اجتماعي ايران، نهران، 1341، ج1، ص43.

14- همان ،ص44

15-دستاويز 16،ص12.

16- پوهاندعبدالحي حبيبي ،تاريخ خط ونوشته هاي كهن درافغانستان ،كابل،135،ص7.

17- خط وتحول آن در شرق باستان، ص26 و 27.

18- سعيدنفيسي، تاريخ نظم ونثردرزبان فارسي،تهران، 1344، ج1،ص10.

19- خط ونوشته هاي كهن درافغانستان ،ص6،10،11.

20- خط ونوشته هاي كهن درافغانستان ،ص 21-49.

21- ايرج افشار،مقاله منتشر شده درايرانشهر،تهران، 1342، ج1، ص725.

22-مروج الذ هب ،ج1،ص361.

23-گيرشمن، ايران ازآغازتااسلام،ترجمه دكتر محمد معين،تهران ،1336،ص25.

24- همان ص46.

25-دانشنامه آريانا،چاپ كابل،ص57.

26- داشنامه آريانا،چاپ كابل ، ص59.

27- دژنبشتك در سرزمين پارس و دژ شيزدرآذر آبادگان

28- برداشت ازكتاب كارنامك من(شاپور ارمزد)،نوشته فريدون مجلسي

29-دانشنامه عربي پتروس بستاني ،استادمدرسه آمريكايي بيروت،1883-1819و فرهنگ معين ،جلد 5،ص268،وكتابخانه گنگره ملي آمريكا، جزوه هاي پور هادي.

30- تاريخ تمدن اسلامي ،جرجي زيدان،جلد3،ص123.

31- خرده اوستا،موبدآذرگشسب،ص7

32- فرهنگ معين،جلد5،ص650.

33- دانشگاه گندي شاپوردرگهواره تاريخ ،دكترقهروان شهروي،پورشاد،تهران، 1381،ص53.

34- پژوهشنامه علوم انساني،تهران، دانشگاه بهشتي ،شماره 10-11، سال 1371- تاريخ سياسي ساسانيان دكترمحمدجواد مشكور،ص14.

35-برابرچندين دستاويز،ماني رادرهمدان كشتندوپوستش راباكاه آكنده وبه دروازه شهرگندي شاپورآويختند. وبهمين دليل برخي ازماخذهادروازه شهرجندي شاپور رادروازه ماني مي خوانند. نك:تاريخ طب درايران،دكترنجم آبادي ،جلد ،جاپ دوم،ص345.

36- اززردشت تاملاصدرا،پرفسورفاروق صفي زاده،رساله زيرچاپ.

37-برابردست نويس هاي موبدموبدان معاصرزردشتيان ايران زنده يادرستم شهزادي ،كليه موبدزادگان براي دريافت پايه ي موبدي ،مي بايست دوره هاي آموزشي رادرآتشكده هاي تعيين شده انجام داده وپس ازآزمايشهاي ويژه ديني،طي مراسمي به پايه ي موبدي مفتخرگردند.

38- تاريخ ده هزارساله ايران ص 608

39- تاريخ پزشكي ايران،سيريل الگود،برگردان ازباقرفرقاني ،ص56.

40-ايران درزمان ساسانيان،درص293آمده كه ،درزمان شاپوريكم ساسانی،علاوه برجمع آوري اوستاكه موبدكرتيرمامورآن بود،شاپوردستوردادتاچندموبددانشمندونويسنده،درناحيه اي ازشوش گرد هم آيندودرباره دانش پزشگي وفلسفه، نجوم ورياضي درايران گذشته مطالعه نمايندكه بااين ترتيب ده هاجلدكتاب نوشته شد. كتاب اين نوشتارها،به خط وهجاي گشتك بودكه بعدا به كتابخانه گندي شاپورمنتقل شدونيزاين روايت درکتاب تاريخ پزشكي ايران ازدكترالگوددرصفحه 58 تاييدشده وآن ناحيه درشوش را مكاني به نام ري شهرذكركرده ومي افزايدكه بيشترين مطالعه موبدان درري شهردرباره علوم پزشكي (علم كالبد شناسي وكار دستگاه درون بدن ودانش گياهشناسي ودرمان شناسي وبهداشت بوده است)وپس ازآن علوم فلسفه وحكمت وعلوم نجوم و طبيعي ودرپايان دانش رياضي وارقام بوده است.

41- تاريخ پزشكي ايران،ص22،به دستور شاپوردوم موبد ماراسپندان باكمك موبدان داشمندديگرشهرهاي ايران 21نسك اوستارادر يك ميليون واژه نوشته اند.

42-تاريخ پزشكي ايران،ص22،به دستورشاپوردوم موبدماراسپندان باكمك موبدان دانشمندديگرشهرهاي ايران 21 نسك اوستارادر يك ميليون واژه نوشته اند.  

43-كتب تاريخي ازتاريخ نگاران اسلام وتاريخ طب درايران ،دكترمحمودنجم آبادي،جلديكم،چاپ اول،ص120.

44- تاريخ طب درايران ،ص120،دستورعمربن خطاب درده ماخذ تاريخي ثبت شده است،حتامورخان صدراسلام.

45- تاريخ ده هزارساله ايران ،ص591.

    

 

 

 

                       

 

 

 

 

 

 

نوشته شده در دسته‌بندی نشده توسط Admin. افزودن پیوند یکتا به علاقمندی‌ها.

یک دیدگاه دربارهٔ «سيرتاريخي کتابخانه هادر ایران پیش ازحمله تازیان»

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *