تعدادي ازسربازان پادگان گرگان درتاريخ 2/1/1326 خورشيدي اين عكس رابه يادگارگرفتند.درپشت عكس شعري ديده مي
شودكه بیانگروضع سربازان ایرانی دراين دوره ودرددل آنان است دردوره سربازي و
بقول مردم آن زمان«اجباري »…
چونكه سربازم
شعري گوياي وضع وزندگي سربازان ايراني در 70 سال پيش
هميشه روزشب دراضطرابم چونكه سربازم
به نزدخلق عالم روسياهم چونكه سربازم
كشم تاچندبيدادوستم ازدست فرمانده ز بيدادش پريشان روزگارم
چونكه سربازم
چومن فارغ شوم ازافسرقسمت گرفتارواسيراستوارم چونكه سربازم
به مكروحيله بسيارروزي گربشهرآيم مدام ازترس دژبان درعذابم چونكه سربازم
رسددژبان بدآيين به نزديك من مسكين گرفتارملال بي شمارم چونكه سربازم
بسي سخت است ودشوار است اين ايام سربازي زسختي وروزشب رامي شمارم چونكه سربازم
نمانده گركه چيزي بيش ازايام سربازي چوزاهدروزوشب رامي شمارم چونكه سربازم
قاعداسربازان جواني كه براي دفاع ازكشوروميهن خویش دريك نهادملي گردآمده بودندنميبايستي باآنان رفتاري ميشدكه سبب ايجادنارضايتي شودوبه تضعيف روحيه آنهاانجامدودرسرنوشت جنگ اثرمنفي بگذارد.ولي به سطح دانش وفرهنگ درجه داران وافسران بويژه رهبران آ ن زمان هم بايدتوجه داشت.
اكنون ازاين جوانان اگركساني زنده مانده باشندبايددرحدود5 8 سال داشته وپيرورنجورباشند.6 سال پيش ازآن زمان بعلت بي كفايتي رهبرخودكامه وآزمنددرجلوگيري ازتجاوزگران ومهاجمین،ارتش ايران شكست خوردونتوانست استقلال كشوروسرزمين خودرا حفظ كند.بنابراين مردم وجوانان سربازتحقيرشدند.اماهمه آنان ازپيروزيهاي گذشته تاريخ وكشورخودآگاهي داشته اند.دست كم قهرمانان تاريخ ايران رااگردرحدافسانه هاهم بوده ميشناختند.هنگامي كه راديووتلويزيون نبودمردم شبهادورهم جمع شده وباخوردن وگفتگووخواندن داستان وتاريخ واستوره هاسرگرم ميشدند.بخشي ازاطلاعاتي كه ردوبدل ميشدازداستانهاي شاهنامه بود.درآن زمان تاريخ هم ازراه مدرسه وكتابهاي انگشت شمارتاريخي جاي خودرادركناراستوره هاکه البته افسانه های محض نبود،بازكرده بود. بدين ترتيب نوجوانان خانواده هاهم پيش ازاينكه به سربازي برونداطلاعاتي ازگذشته كشورخويش داشتند.وبنابراين پس ازاشغال غم انگيزكشورشان روحيه خودرابكلي نباختند.
اين سربازان به حلقه اي اززنجيرمدافعان سرزمين ايران تعلق داشتندكه بمدت ده هزارسال براي حفظ استقلال ملت خودمبارزه كردندوجنگيدند،پيروزشدندياشكست خوردندوصدهاميليون نفرهم جان خودرادراين راه ازدست دادندتااينكه كشورخویش رابه نسل هاي بعدتحويل دادند.آشورنيرومندوبي رحم راشكست دادند،بابل راگشودند،كشورشهرهاي متجاوزيوناني راتنبيه كردند،براي گوشمالي دادن سكاهاي تاراجگرباعمليات آبي خاكي تادلتاي روددانوب رفتند،درجنگ كارهه پيروزي درخشاني بدست آوردندوجلوي پيشروي ارتش نيرومند روم رابه سوي خاورزمين سدكردند،دربيشترجنگهاي هفتصدساله ايران وروم روميان راشكست دادند،درجنگ قادسيه شكست خوردندولي تسليم نشدندتاسرانجام اعراب راازايران بيرون راندندونگذاشتندايرانيان عربي شوند.چنانكه دربقيه كشورهاي شكست خورده ازعرب هااينطورشد.دركشمكش بامغول هاي ددمنش وبکلی بی فرهنگ و بی سوادباوجودتشتت واختلاف بسياردرميان زمامداران شكست خوردندولي سرانجام دست قوم مغول راازكشورخودكوتاه كردند.درجنگ چالدران باجانبازي فراواني جنگيدنداماشكست آنان نيزافتخارآميزبود.درجنگ كرنال پيروزي درخشاني بدست آوردند.ولي درجنگهاي ايران وروس بعلت بيكفايتي پادشاه عياش وتن پرورقاجاروشاهزادگان حسودودسيسه ونیرنگ استعمارانگليس باوجودفداكاري وشجاعت زيادشكست خوردندوبخشهای بزرگی ازخاك ايران بدست قوم متجاوزروس افتاد.سربازان ايراني كه درميدانهاي جنگ تاريخ جنگيدندتوانستندبيش ترخاك ايران راحفظ وبه سربازان نسلهايي كه درقرن بيستم وبيست ويكم مي زيستندبسپارند.موقعيت راهبردي سرزمين ايران خودموجب دشواري بسياردردفاع ازآن بوجودآورده بود.اماسربازان ايراني توانستندسرزمين خودرانگهدارندوبه سربازاني ازنسلهاي بعدبسپارند.آنان كه هميشه ازدل جامعه وكشورخودبرمي خواستندوفرزندان مردم بودند،بعلت داشتن فرهنگ ودانش وآگاهي ملي پس ازهرشكست خودرابراي مبارزه بعدي آماده مي كردند.ودراين مدت فرماندهان بزرگي هم به تاريخ معرفي كردند.
گرفتن تفنگهادردست ونشانه روي وداشتن حالت آمادگي براي حمله ودفاع دربرابردشمن فرضي چنانكه درعكس ديده مي شود،درعين حال ناراضي بودن ازمحدوديت هاي موجودووضع خود،نشان مي دهدوظيفه دفاع ازسرزمين وكشورخودراهم كنارنگذاشته اند.اين آمادگي درعين نارضايتي نشان ازوجودعلايق ملي قوي وانگيزه جنگ وآمادگي براي روبروشدن بادشمن دارد.البته در اين دوره چون ارتش ايران به سبك ارتش هاي غربي تشكيل شده بود،به زندگي سربازي سربازان توجه بيش تري نسبت به گذشته مي شد.
ازطرفي تمام نارضايتي هاي سربازان كه درشعرمنعكس شده است ناشي ازبرخوردبرتري طلبانه وبيمارگونه مسئولين نيست. زندگي دريك محيط تنگ وباديسيبلين وزندگي درمحدوديت همراه باشرايط سخت سربازي بخشي ازنارضايتي هاراحتابراي افسران ودرجه داران بوجودمي آورد.امانه همه را.بخشي ديگرناشي ازبدرفتاري،كش رفتن ازحقوق ناچيزسربازان وخوراك آنان ونیازبه منعکس کردن ناراحتی هاروی ردیف های پایین تربوده است.تازه پس ازمدتي زندگي درپادگان وقتي به مرخصي كوتاهي درشهرمي رفتندبابهانه جويي «دژبان»هاروبرومي شدندكه به سربازان گيرمي دادندوسبب مي شدندتاباخاطره تلخي به پادگان برگردند.دراين نهادكه مقرراتي براي تنظيم روابط فرماندهان باسربازان كه يكسره ازقدرت ودرجه بي بهره بودند،وجودنداشت وفرهنگ عمومي ازاكنون پائين تربود،روابط انساني بين افسروسربازوجودنداشت وافسران خودراموجوداتي برترمي دانستندونشان دادن واكنش هاي تندراحق خودمی دانستند.
فرماندهان آزاروفشارواهانت وحق كشي هارادرموردخودبه نوبت به افرادپائين ترمنعكس می کردندكه درآخرين درجه سربازان قرارداشتندوبيشترين فشارهابه آنان واردمي شد.
باهمه اين مسايل هنگام گرفتن عكس يادگاري دردوره خاطره انگيزسربازي،باداشتن آگاهي ازتاريخ ووظيفه ملي خودچنين باغروروافتخارعكس گرفته اند.بگفته لكهارت مورخ انگيسي تاريخ صفوي:«ايرانيهاثابت كردندكه درميدان جنگ سربازان خطرناكي هستند».سربازان ايراني درطول تاريخ درازمدت كشورخودرويهمرفته دردفاع ازميهن خودموفق بوده اندوگرنه اکنون کشوری بانام ایران وهویت ملی ایرانی وجودنداشت.آيااين كم چيزي است كه سربازان ايراني كشورخودرادرمدت چندهزارسال نگهداری کردندتاامروزيكي ازكشورهاي بانام ونشان جهان باشد.

