دربعضی اززبانهامانندزبانهای سامی بعلت ساختمان ویژه آنها،جبران کمبودواژه های علمی کاری است دشواروشایدنشدنی.باوجودشماره واژه هادرهرکدام ازرشته های علمی که درحدودمیلیون است،پیداکردن واژه ای برابربرای آنها کاری نیست که بتوان بدون داشتن یک روش علمی به انجام رسانید.این اصل مهم درزبان فارسی وجود دارد.درزیرنویس گفتارتبدیل پایگاه به تارنماومشکلات وموانع ناشی ازآن،درچندخطچکیده ای ازنظریات استاددکترمحمودحسابی رادرباره استعدادگسترش پذیری زبان فارسی ازپیشنگاری که برای کتاب فرهنگ واژه های انگلیسی به فارسی نوشته اندآوردیم.ولی بعلت اهمیت فراوانی که این پیشگفتارکوتاه ولی دریایی ازسودمندی برای زبان وفرهنگ ماداردآرزوکردیم دردسترس هرایرانی باشدکه ماهم به نوبه خودوباوجودمعدودبودن خوانندگان تارنمابخشی ازاین وظیفه رابعهده گرفتیم.محاسبات ریاضی استادجه دریایی رابه دوستداران زبان فارسی نشان می دهددرحالیکه ازآن آگاهی نداشتند. درتهیه این نوشته تنهابخشی ازپیشنگاراستادکه شامل تشکرهاوسپاسگذاری بوده برداشته شده است.
درتاريخ جهان هردوره ويژگي هايي داشته است.درآغازتاريخ آدميان زندگاني قبيله اي داشتندودوران افسانه هابوده است.پس ازپيدايش کشاورزي دوره دهنشيني وشهرنشيني آغازشده است.سپس دوران كشورگشايي هاوتشكيل پادشاهيهاي بزرگ مانندپادشاهيهاي هخامنشي ومقدوني وامپراتوري رم بوده است.پس ازآن دوره رستاخيزتمدن است كه بنام رنسانس شناخته شده است.تاآن دوره ملل مختلف داراي وسايل كاروپيكاريكسان بودند.مي گويندكه وسايل جنگي سربازان رومي وبربرهاي ژرمني باهم فرقي نداشته وتفاوت تنهادرانظباط ووظيفه شناسي لژيونهاي رومي بوده است.همچنين وسايل جنگي مهاجمين مغول وملل متمدن چندان فرقي باهم نداشته است.
ازدوران رنسانس به اين طرف ملل غربي كمكم به پيشرفتهاي صنعتي وساختن ابزارنوين نايل آمدندوپس ازگذشت يكي دوقرن ابزاركارآنهابه اندازه اي كامل شدكه براي ملل ديگرياراي ايستادگي دربرابرحمله آنهانبود.همزمان بااين پيشرفت صنعتي تحول بزرگي درفرهنگ وزبان ملل غرب پيداشد،زيرابراي بيان معلومات تازه ناگزيربه داشتن واژه هاي نويني بودندوكم كم زبانهاي اروپايي داراي نيروي بزرگي براي بيان مطالب گوناگون گرديدند.
دراوايل قرن بيستم ملل مشرق پي به عقب ماندگي خودبردندوكوشيدندكه اين عقب ماندگي راجبران كنند.موانع زيادي برسرراه اين كوششهاوجودداشت ويكي ازآنهانداشتن زباني بودكه براي بيان مطالب علمي آماده باشد.بعضي ملل چاره رادرپذيرفتن يكي اززبانهاي خارجي براي بيان مطالب علمي ديدند.مانندهندوستان،ولي ملل ديگر بواسطه داشتن ميراث بزرگ فرهنگي نتوانستنداين راه حل رابپذيرندكه يك مثال آن ملت ايران است.
براي بعضي زبانهابعلت ساختمان ویژه آنهاجبران اين كمبودواژه هاي علمي كاري بس دشواروشايدنشدني است مانندزبانهاي سامي كه اشاره اي به ساختمان آنهاخواهيم كرد.
بايدخاطرنشان كردكه شماره واژه هادرزبانهاي خارجي درهركدام ازرشته هاي علمي خيلي زياداست وگاهي درحدودميليون مي باشد.پيداكردن واژه هايي دربرابرآنهاكاري نيست كه بشودبدون داشتن يك روش علمي مطمئن به انجام رسانيدونميشودازروي تشابه واستعاره وتقريب وتخمين دراين كارپردامنه به جايي رسيدواين كاربايدازروي يك اصول علمي معين انجام گيردتاضمن عمل به بن بست برنخورد.
براي اينكه بتوان دريك زبان به آساني واژه هايي دربرابرواژه هاي بي شمارعلمي پيداكردبايدامكان وجود يك چنين اصل علمي درآن باشد.مي خواهيم نشان دهيم كه چنين اصلي درزبان فارسي وجوددارد.وازاين جهت زبان فارسي زباني است توانادرصورتي كه بعضي زبانهاگواينكه ازجهات ديگريك سابقه ادبي درخشان دارندولي درموردواژه هاي علمي ناتوان هستند.
اكنون ازدونوع زبان كه دراروپا وخاورنزديك رواج داردصحبت مي كنيم كه عبارتنداززبانهاي هندواروپايي(indo- european) وزبانهاي سامي(semitic ).زبانهاي فارسي ازخانواده زبانهاي هندواروپايي است.
درزبان هاي سامي واژه هابراصل ريشه هاي سه حرفي ياچهارحرفي قراردارندكه به نام ثلاثي ورباعي گفته مي شوندواشتقاق واژه هاي گوناگون براساس تغييرشكلي است كه به اين ريشه ها داده شده وبه نام ابواب خوانده مي شود.بنابراین شمارواژه هايي كه ممكن است دراين زبان هاوجودداشته باشدنسبت مستقيم داردباشمارريشه هاي ثلاثي ورباعي.پس بايدبسنجيم كه حداکثرشمارريشه هاي ثلاثي چقدر است.براي اين كاريك روش رياضي به نام جبرتركيبي (algebra combinatoire ) بكارمي بريم.
دراين رشته قضيه اي است به اين ترتيب:
هرگاه بخواهيم ازميان تعدادn شئي تعدادمعيني مثلا k شيئي برگزينيم وبخواهيم بدانيم چندجورمي شوداين kشيئي مختلف راازميان آن تعدادكل n شيئي برگزيد،پاسخ اين پرسش چنين است:
اگرتعدادامكانات گزينش رابه p نشان دهيم اين عددمي شود :
( 1+P= n (n -1)(n – 2)……….( n-k
ترتيب قراردادن k شيئي دراين فرمول رعايت شده است وعددp را( permutation )مي گويند.
مثلااگربخواهيم ازميان پنج حرف دو حرف رابرگزينيم اينجاn=5 و k=2 و p مساوي است با(p=5*4=20).
يعني مي توان 2حرف را 20 جورازميان 5 حرف برگزيدبه طوري كه ترتيب قراردادن 2 حرف نيزرعايت شود.مثلادرجدول زيرازميان پنج حرف ا ب ت ج ي دوحرف بارعايت ترتيبهاي گوناگون برگزيده شده است:
| ا ب | ب ا | ت ا | ج ا | ی ا |
| ا ت | ب ت | ت ب | ج ب | ی ب |
| ا ج | ب ج | ت ج | ج ت | ی ت |
| ا ی | ب ی | ت ی | ج ی | ی ج |
مي بينيم كه 20 تركيب پيدا شده كه درآن رعايت ترتيب نيزشده است.مثلاتر كيب (اب )ازتركيب (ب ا) جدااست.
اكنون مي خواهيم ببينيم كه ازميان 28 حرف الفباي سامي چندتركيب سه حرفي مي توان درآورد.اين تعدادثلاثي هاي مجردمساوي مي شودبا:
19656 = 26 * 27 * ۲۸ = p
يعني حداكثرتعدادريشه هاي ثلاثي مجردمساوي 19656است ونمي شودبيش ازاين تعدادريشه ثلاثي دراين زبان وجودداشته باشد.
درباره ريشه هاي رباعي مي دانيم كه تعدادآنان كم است ودرحدود5 درصدريشه هاي ثلاثي است.يعني تعدادآنهادرحدود 1000 است.
چون ريشه هاي ثلاثي نيزوجودداردكه به جاي سه حرف فقط دوحرف داردكه يكي ازآنها تكرارشده است مانندفعل (شد)كه حرف (د)دوباربكاررفته است.ازاين روبرتعدادريشه هايي كه دربالاحساب شده است چندهزارمي افزاييم وجمعاعددبزرگتربيست وپنج هزار(25000) ريشه رامي پذيريم.
چنانكه گفته شددرزبانهاي سامي ازهرفعل ثلاثي مجردمي توان باتغييرشكل آن ويااضافه كردن چندحرف كلمه هاي ديگري از راه اشتقاق گرفت كه عبارت ازده باب متداول مي باشدمانند:
فَعلَ – فَعٌلَ – فاعَلَ – اَ فعَلَ – تَفَعٌلَ – تَفاعَلَ — انفَعَلَ – اِ فتَعَلَ — اِفعَلً — اِستَفعَلَ كه باب نهم يعني اِفعَلً به ندرت مورد استفاده قرارمي گيرد.
ابوابي كه بدين ترتيب بدست آمده است داراي معاني نزديك به اصل ثلاثي مجرددارندوجنبه هاي تاكيدوواداشتن به كاري (مانند شَغٌٌَلَ واَشغَلَ )وحالت بين الاثنين (مانندضارَبَ و تَضارَبَ) وحالت پذيرش (ماننداِ نفعَلَ)وحالت خواستن چيزي (مانند اِستَغفَرَ ) ويااشاره به خود(مانند اِستَكبَرَوياپيداكردن خاصيٌتي(مانند اِحمَرٌ).
اين تفاوت هادرمعاني كه بوسيله ابواب بدست مي آيددربيان مطالب علمي درزبانهايي مانندزبانهاي هندواروپايي مورد نيازنيست زيراهمين معاني درآن زبانهابه شكل ديگري بيان مي شوند.مانندشغٌلَ =بكارگماشتن واستغفر=بخشايش خواستن .
ازهركدام ازافعال اسامي مختلفي اشتقاق مي يابد.اول نامهاي مكان وزمان(مانند مسكن ازسَكنَ و مدخل ازدخلَ ). دوم نام ابزارمانندمِبرَدازبَرَدبروزن مِفعَل ميزان ازوَزَن بروزن مفعال مشربه ازشَرب بروزن مِفعَلَه) سوم نام طرزوشيوه مانندكِتبة ومِشيَة بروزن مِفعَلَة)چهارم نام حرفه(مانندخبّازوخيّاط بروزن فعال)پنجم اسم مصدر(فِعل ازفَعَلَ وتَفَعَّلَ وانفعال ازانفَعَلَ وهمچنين براي باب هاي ديگر)ششم صفت كه ساختمان آن ده شكل متداول دارد(مانندصَعب بر وزن فَعل ـــ حَسَن بروزن فَعَل ــحَزِِِِِِِن بروزن فَعِل ــرحيم بروزن فعيل ــ رسول بر وزن فعول ــ رحمان بروزن فعلان ــ كذّاب بروزن فعال ــ صدّيق بروزن فعّيل ــ علّامه بروزن فعّاله ــ ضُحَكَه بروزن فُعَلَه) هفتم رنگ مانند(اَحمَربروزن اَفعَل )ــ هشتم نسبت (مانندغربي ازغرب ــ روحاني ازروح) نهم اسم معنا(مانندكيفيةازكيف).
بادرنظرگرفتن همه انواع اشتقاق كلمات نتيجه گرفته مي شودكه ازهرريشه اي حداكثرهفتادمشتق مي توان بدست آورد.پس هرگاه تعدادريشه هاراكه از 25000كمتراست درهفتادضرب كنيم حداكثرعدّهء كلمه هايي كه بدست مي آيدمي شود:
0000 175=70 ×25000
البته همه هفتاداشتقاق براي هرريشه اي متداول ومعمول نيست وعددي كه محاسبه شدحداکثركلمه هايي است كه ساختن آنهاامكان داردنه اينكه همه كلمه هايي كه طبق الگوي زبان ممكن است ساخته شودواقعاوجودداشته باشد.بااين همه بازمقداري به اين عددحساب شده مي افزاييم وآن عددرابه دوميليون مي رسانيم.امكان ساختن كلماتي بيش ازاين درساختمان اين زبان وجودندارد.
يك اشكالي كه درفراگرفتن اين نوع زبان است اين است كه براي تسلط يافتن به آن بايددست كم 25000ريشه راازبرداشت و اين كاربراي همه كس مقدورنيست حتي براي اهل آن زبان چه رسدبه كساني كه به آن زبان بيگانه هستند .
اكنون اگرتعدادكلمات لازم ازآن دوميليون بگذردديگردرساختمان اين زبان راهي براي اداي يك معني نوين وجود نداردمگراينكه معني تازه رابايك جمله اي ادا كنند.به اين علت است كه درفرهنگهاي لغت ازيك زبان اروپايي به زبان عربي مي بينيم كه عدهُ زيادي كلمات به وسيله يك جمله بيان شده است نه به وسيله يك كلمه. مثلاً كلمهُ confrontation كه درفارسي آن رامي شودبه (روبرويي) اداكرددرفرهنگهاي فرانسه ياانگليسي به عربي چنين ترجمه شده است:«جعل الشهودوجاهاً والمقابله بين اقوالهم»وكلمه permeabtilty كه مي توان آن رادرفارسي باكلمه (تراوايي)بيان كرددرفرهنگهاي عربي چنين ترجمه شده است: «امكان قابلية الترشح.»
اشكال ديگردراين نوع زبانها اين است كه چون تعدادكلمات كمترازتعدادمعاني موردلزوم است وبايد تعدادزيادترمعاني ميان تعدادكمتركلمات تقسيم شودپس به هر.كلمه اي چندمعني تحميل مي شود.درصورتي كه شرط اصلي يك زبان علمي اين است كه هركلمه تنهادلالت به يك معني بكندتاهيچ گونه ابهامي باقی نماند.
بطوريكه يكي ازاستادان دانشمنددانشگاه اظهارمي كردنددريكي ازمجله هاي خارجي خوانده اندكه دربرابركلمات بي شمار علمي كه دررشته هاي گوناگون وجودداردآكادمي مصركه درتنگناي موانع بالاواقع شده چنين نظرداده است كه بايدازبكاربردن قواعدزبان عربي درموردكلمات علمي چشم پوشي وازقواعدزبانهاي هندواروپايي استفاده كرد.مثلاًدرموردكلمه cephalopode كه به جانوران نرم تني گفته مي شود مانندoctopus كه سروپاي آنهابه هم متصلندكه درفارسي به آنها(سرپاوران) گفته شده است، بالاخره كلمهُ ( راس رجلي)راپيشنهادكردندكه اين تر كيب به هيچ وجه عربي نيست.براي خودكلمه mollusque كه درفارسي(نرم تنان) گفته مي شوددرعربي يك جمله بكارمي رود:«حيوان عادم الفقار.»
قسمت دوم صحبت مامربوط به ساختمان زبانهاي هندواروپايي است.مي خواهيم ببينيم چگونه دراين زبانهامي شودتعداد بسيارزيادواژه هاي علمي رابه آساني ساخت.
زبانهاي هندواروپايي داراي شماركمي ريشه درحدود1500عددمي باشندوداراي تقريباً250 پيشوندprefixe ودرحدود600 پسوندsuffixeهستندكه بااضافه كردن آنهابه اصل ريشه مي توان واژه هاي ديگري ساخت.مثلاازريشه (رو)مي توان واژه هاي(پيشرو)و(پيشرفت)راباپيشوند(پيش)وواژه هاي (روند)و(روال) و(رفتار) و(روش) راباپسوند هاي (اند) و(ال)و(آر) و(اش) ساخت.دراين مثال ملاحظه مي كنيم كه ريشه (رو)به دوشكل آمده است:يكي (رو) وديگري (رف).
بافرض اينكه ازاين تغييرشكل ريشه هاصرفنظركنيم وتعدادريشه هاراهمان 1500بگيريم تركيب آنهابا 250 پيشوند تعداد375000=250 ×1500واژه بدست مي دهد .
اينك هركدام ازواژه هايي راكه باين ترتيب بدست آمده است مي توان بايك پسوندتركيب كرد.مثلاازواژه (خودگذشته)كه ازپيشوند(خود)وريشه(گذشت)درست شده است مي توان واژه (خودگذشتگي)راباافزودن پسوند(گي)بدست آوردوواژه (پيشگفتار)راازپيشوند(پيش)وريشه (گفت)وپسوند(آر)بدست آورد.هرگاه 375000واژه اي كه ازتركيب 1500ريشه با250پيشوندبدست آمده است با 600پسوندتركيب كنيم تعدادواژه هايي كه بدست مي آيدمي شود 225000000 = 600 ×375000ونیزبايدواژه هايي كه ازترکیب ریشه هاباپسوندهای تنهابدست می آیدحساب کردکه میشود: ۹۰۰۰۰۰=۶۰۰* ۱۵۰۰
پس جمع واژه هايي كه فقط ازتركيب ريشه هاباپيشوندهاوپسوندهابدست مي آيدمي شود: 226275000= 900000 + 375000 + 225000000 يعني 226ميليون واژه.
دراين محاسبه فقط تركيب ريشه هاراباپيشوندهاوپسوندهادرنظرگرفتيم آن هم فقط بايكي ازتلفظ هاي هرريشه .ولي تركيب هاي ديگري نيزهست مانندتركيب اسم بافعل(مانندپياده رو)واسم بااسم(مانندخردپيشه )واسم باصفت مانند(روشن دل)وفعل با صفت مانند(خوش خرام)وفعل بافعل مانند(گفتگو)وتركيب هاي بسيارديگردرنظرگرفته نشده واگرهمه تركيبهاي ممكن رادرزبانهاي هندواروپايي بخواهيم به شماربياوريم،تعدادواژه هايي كه ممكن است وجودداشته باشدمرزمعيني ندارد.ونكته قابل توجه اين است كه براي فهميدن اين ميليونهاواژه تنهانيازبه فراگرفتن1500ريشه و850پيشوندوپسوندداريم درصورتيكه ديديم دريك زبان سامي براي فهميدن دوميليون واژه بايددست كم 25000ريشه راازبرداشت.وقواعدپيچيدۀ صرف افعال واشتقاق رانيزفراگرفت ودرذهن نگهداشت.
اساس توانايي زبانهاي هندواروپايي دريافتن واژه هاي علمي وبيان معاني همان است كه شرح داده شد.زبان فارسي يكي اززبانهاي هندواروپايي است وداراي همان ريشه هاوهمان پيشوندهاوپسوندهااست.تلفظ حروف درزبانهاي گوناگون هندواروپايي متفاوت است ولي اين تفاوت هاطبق يك روالي پيداشده است كه درجدول زيرکه مربوط به تغيير تلفظ يك حرف درشش زبان است نشان داده شده است.
توانايي اي که درهرزبان هندوارو پايي وجودداردماننديوناني ولاتين وآلماني وفرانسه وانگليسي،درزبان فارسي هم همان توانايي وجوددارد.روش علمي دراين زبانهامطالعه شده وآماده است وبراي زبان فارسي بكاربردن آن بسيارآسان است.براي برگزيدن يك واژه علمي درزبان فارسي تنهابايدواژه ايي راكه دريكي ازشاخه هاي زبانهاي هندواروپايي وجودداردباشاخه فارسي مقايسه كنيم وباآن هماهنگ سازيم.كسا ني كه بيم آن رادارندكه اگركلمه هاي فارسي رابجاي كلمه هاي خارجي برگزينيم زبان فارسي زيان خواهدديدبايدتوجه داشته باشندكه اگربنشينيم ودست روي دست بگذاريم سيل كلمه هاي خارجي دركارخانه هاوکارگاههاومراكزاقتصادي واداري وحتي دردانشگاههاكه بعضي ازآنهاافتخارمي كنندكه منحصرازبان خارجی رابكارمي برندجاري خواهدشدوخداي ناكرده درزادگاه فردوسي،سعدي،حافظ،نظامي ومولوي افتخارخواهندكردكه زبان فارسي راكنارگذاشته وبه زبان بيگانه سخن گويند.
درباره زبان فارسي دانشمندآلماني هاينتس وندت(Heinz wendt) دركتاب خودsprachen يعني(زبانها)كه درآن ساختمان يكايك زبانهاي جهان راشرح داده است درباره زبان فارسي مي گو يد:«زبان فارسي بواسطه متقارن وموزون بودن سيستم آوايي داراي مزاياي يك ساختمان ساده وكارآمداست كه بي قاعدگيهاوپيچيدگيهاي هرزبان راكه ازدورانهاي قديم باقي مي ماندبه سودكاربرد عملی آن كنارگذاشته است.يك مزيت سوم ترتيب تحليلي ودوسااست كه داراي يك تكامل كم نظيري است.اين زبان مي تواندبه عنوان نمونه اي براي يك زبان بين المللي بكاررود.»
اين است زباني كه هزاران سال تمدن وادب براي مابه ميراث گذاشته است.باشدكه آن راعزيزبداريم.


باعرض ادب واحترام وسلام
بزرگترین چالشی که در پیش روی زبان فارسی قرار دارد؛اصطلاح استعماری Indo-European/ /هند واروپایی میباشد .اصطلاح هند و اروپایی توسط زبان شناسان انگلیسی پس از الحاق سرزمین زر خیز و غنی هند توسط استعمارگران بریتانیایی ساخته شد. هدف استعمار بریتانیا صرفاً الحاق منافع استعماری خود به سرزمین فتح شده هند بود. بنابراین، این اصطلاح هیچ اعتبار علمی و تاریخی ندارد و نباید استفاده شود. در این مورد باید حقیقت را بیان کرد و آن اصطلاحی از زبانهای آریایی است که علاوه بر هند و اروپا، مناطق وسیعی مانند ایران، آسیای صغیر و افغانستان را نیز شامل میشود.