دانشگاه مازندران ومسایل ومشکلات تکراری

دانشگاه مازندران و مسائل و مشگلات تکراری

نمای سازمان مرکزی دانشگاه مازندران از روبرو

          ازیک سال پس ازپیروزی انقلاب که دانشگاه مازندران تشکیل شدتاکنون وهرچندسالی یک باراین دانشگاه دردست گروهی بود،استخدام هیات علمی وبویژه کارشناسان اداری وآموزشی وپژوهشی ضابطه ای نداشته واگرهم ادعامی شدداشت،رابطه وپارتی بازی برآن ضوابط چیرگی داشته است.           بطوریکه ازآنهمه فراخوان عدالت اسلامی وقانونمداری وشعارهای پیروی ازهدفهای انقلاب اسلامی (که به انقلابی بودن تعبیرمی شد) تنهاادعای آن وجودداشت.تاسف دراینست که هنوزآن روابط گرچه پس از۳۵ سال کمترشده ولی ازبین نرفته است.البته تنهادرمورداستخدام استادکمترشده است ودرموردکارشناسان اداری بی عدالتی وبی ضابطگی همچنان شدت دارد.

 وازآن جهت امروزشاهدناتوانی بسیاردستگاه اداری وخدماتی هستیم.

           ازآنجایی که دراین نوع استخدام رابطه حاکم است وباآوردن ازپیش کارکنان پارتی دارومشغول بکارشدن،پیش ازگرفتن مجوزآن ازسازمان ومدیریت کشورکه این روش هم باکمال تاسف جانشین شرکت دادن تمام داوطلبان استخدام می باشد،درواقع شانس استخدام برای کسانی است که ازپیش قوانین ومقررات استخدامی راباپشتیبانی بدورازهدفهای انسانی وانصاف واحترام به قانون وحق مداری مسوُلین دانشگاه،دورزده اند.بنابراین میمانندجوانانی که شانس شرکت ورقابت دریک آزمایش ورودی عادلانه به آنها داده نشده والبته دلشان ازاین بی عدالتی پراست وبرقلبشان سنگینی می کند.زیرابه اینهااجازه نداده اندباداشتن شرایط مندرج درقانون استخدامی نه شرایط شفاهی ناشی ازسودجویی،شایستگی خودرانشان دهندوازدردانه هاو«ازمابهتران»پیش بیافتندوکارکنندوپول درآورندوزندگی خوبی داشته باشندوازآنجاکه جامعه ودولت به آنان امکان ابرازشایستگی داده است،ازآنها سپاسگزارباشند.واین نکته نیزروشن است که اگراستخدام باتوجه به قوانین وباآزمایش ورودی باشد،جوانان باهوشتر،باانگیزه تر،درستکارتروخدمتگذارترپذیرفته می شوند.اما،رابطه،دانشگاه وداوطلب کاردردانشگاه راازاین حق محروم کرده است.وازنتایج چنین استخدامی ادامه ناتوانی دستگاه اداری درحال وآینده است.

          ازطرفی مسئولین دانشگاه هم که برای جبران ناتوانی خوددرمدیریت به پشتیبانی مقامهای خارج ازدانشگاه نیازدارندونیزدارای خویشاوندوهمشهری وآشنایان بوده اند،نتوانسته انددربرابروسوسه قدرت واختیارات خویش ایستادگی کنندودردورزدن قوانین ومقررات باآنان همکاری هم کرده اند.درهمین دوره پیش ،دکتراحمدپوررئیس دانشگاه دونفرازفرزندان عزیزونورچشمی های خویش رااستخدام کرد.درحالیکه سالهاپیش ازآوردن نورچشمان وی فرزندان دیگرکارکنان وبازنشستگان هم درخواست کارداده بودندواگرقراربوداستخدام بدون آزمایش ورودی باشدداوطلبان زیادی پیش ازآن دونفروافرادی که ازروی رابطه باوی گرفته شدنددرخواست کاردادندکه درخواست آنها بیش ازده سال منتظر رسیدگی بودولی پایشان به دانشگاه بازنشدوبرای اینکه پارتی بازی های مسئولین آشکاروافشانشود،درخواست های کارآنان راکه سالهادردانشگاه منتظراقدام بود،ازبین بردیاپنهان کرد.درحالیکه دوپرونده ازدرخواست های ثبت شده کاروجودداشت،یکی درپوشه ودیگری دررایانه،هردورایانابودویاناپدیدکردتااستخدامهای غیرقانونی خودرابدون ایرادومعترض معرفی کند*.

            بعلاوه می دانیم برای مشغول بکارشدن غیرقانونی تعدادزیادی ازهمشهریان وآشنایان وقوم وخویش هانیازبه بودجه، وجودداردودرنبودبودجه چه کاری می شودکرد؟جزگرفتن ازبودجه بخش های دیگر.واین کاری است که مسئولین این دانشگاه همواره انجام داده اند.ازبودجه بخش های دیگرکه توسط دانشگاه ازدولت گرفته شده وهرکدام برای انجام کاری بوده است ،استفاده می شود.درصورتیکه درهمان بخش نیازمندی وجودداشته ولابددرهمان جانیازبوده است که داده اندتاخرج شودوباخرج کردن آن درجای دیگر،بخش هایی ازدانشگاه که بودجه برای آن بخش گرفته شده بود،دچارتنگنامی شود.

            ولی برداشتن ازبودجه های ضروری برای پرداخت حقوق کارکنانی که خودشان برزبان می آورندزیادی هستندوبدون ضابطه وارد شده اند،استفاده می شدومی شودوالبته تنهانبودکنترل ازجانب مراجع بالای کشور چون سازمان ومدیریت ووزارت علوم وفن آوری وتحقیقات وهمکاری ناعادلانه آنان بوده است که اجازه می دادتااین کارعملی گردد.زیرا همیشه سازمان ومدیریت کشوربرای استخدام بدون آزمایش استخدامی کارکنان زیادی،مجوزصادرکرده است.دراین موردبایدبادقت محاسبه کردکه برای پرداخت حقوق درحدودیکصدو ده نفرکارکنان زیادی وبدون تخصص که دانشگاه نیازی به آنان نداردوبویژه اگرازدیدکارشناسی به آنها نگاه کنیم،اصلب باتوجه به نیازهای دانشگاه واردنشده اندوبه نیازهای کارشناسی آن جواب نمی دهند،هرساله چه مبالغی رابایدازبخش های ضروری و تصویب شده برداشت وازانجام کارهای موردنیازی که ازپیش به تاییدسازمان برنامه و بودجه رسیده است چشم پو شی نمود.ودرسالهای بعدهم همین کارزیانبخش راتکرارکرد.

           اصولاواردکردن عده ای بدون برنامه وبدون درنظرداشتن نیازهای آتی دانشگاه به معنای اقدام برای ناتوان کردن دستگاه اداری وآموزشی وپژوهشی دانشگاه هست وبدون شک منجربه آن خواهد شد.

          عده ای هم ازکسانی که ازدرپشت واردشده اند،پس ازچندسال کاردردانشگاه ازاین نهادعلمی طبق روش همیشگی وگذشته بعنوان سکوی پرش استفاده نموده ازآشنایی بامسئولین وهیات علمی به بهترین صورتی استفاده کرده وبااجازه مسُولین دانشگاه درساعت کارواداری به درس خواندن می پردازندهم فوق لیسانس ودکترا می گیرندوهم عضوهیات علمی می شوندوازنتایج مادی آنهم استفاده می کنندومی دانیم باوضع فعلی آموزش عالی که بنابرنوشته صاحب نظران درتارنمای سازمان سنجش وآموزش کشوردردوره های دولت نهم ودهم دچارافت شده **، تحصیلات تکمیلی،پساکارشناسی ودکترادیگرارزش و ماهیت گذشته خودراازدست داده است.

           اما،جوانان آماده بکاری که به آنهااجازه شرکت دریک رقابت آبرومندانه وآزمایش علمی برای ورودبه دستگاه اداری رانداده اندازاین راه (شرکت درآزمایش ورودی)وآینده خوبی که درپی دارد،محروم میمانندو تنهاحق دارند نظاره گرپیشرفت همسالان وهمدوره ای های خویش باشند.که به نظرمن این روش یکی ازبهترین روشهارای شکنجه دادن جوانان محروم ازعدالت است.

          یک فارغ ازتحصیل دانشگاهی به اصطلاح غیر انتفاعی می تواندبه آسانی وصرفاباداشتن پارتی شانس یک فارغ ازتحصیل دانشگاه دولتی بدون پارتی رادریک اداره ازاوبگیرد.واین کاردرنهادهایی مانند دانشگاه مازندران که استخدام ازروی پارتی ورابطه ونه ازراه آزمایش ورودی است،بسیارمشهودمی باشد.

            بعلاوه دانشگاه مازندران بخشی ازنیازهای آموزشی خودراازراه تدریس افرادی که بصورت کارکنان غیررسمی وبااستفاده ازرابطه وباصطلاح ازدرعقب واردشده وسپس مدارک بالاتر گرفته اندتامین میکندکه آنهم درپایین آوردن سطح آموزشی وعلمی دانشگاه موثرمی باشد.درحالیکه می توانندبرای رفع نیازآموزشی دانشگاه ازفرهیختگان المپیادی وپذیرفته شدگان نخبه کنکورونوابغ استفاده کنند.واین راهی است که به توانایی بسیاردانشگاه می انجامدولی رهروندارد.زیرا،دراین دانشگاه فقردلسوزی ونیز نخبه هراسی وجوددارد.

        اصلا دانشگاه مازندران ازابتدای تشکیل خوددرسال ۱۳۵۸دچارنخبه هراسی بوده است وهیات علمی نیرومندی که ازدانشگاه تکمیلی شمال درشهر بابلسربجای مانده بودوبنابرتصمیم شورای انقلاب دردرون دانشگاه تازه بنیادمازندران جای گرفت ومی توانست به پیشرفت این دانشگاه فوق العاده کمک کند،با فشاروآزارفاتحان جدیدکه ازدانشسرای تربیت دبیرفنی بابل آمده بودندوهم پیمانان آنان دربابلسرکه درراس آنان محمد عیسایی تفرشی قرارداشت وبزرگترین افتخارعلمی آنها داشتن لیسانس وگاهی فوق لیسانس بود،به بیرون رانده،تعدادی به خارج ازکشوروتعدادی هم که آنان نیزازسطح هوش ودانش وپژوهش بالایی برخورداربودندبه دیگردانشگاههای درون کشورمارانده شدندواین کاردردوره ریاست دکتراحمدخالق نژادکه وی هم تعصب بابلی داشت ،ادامه پیدا کردوباعث تاراندن بقیه آنان گردیدوبرای این دانشگاه تازه بنیادازآنهمه غنایم علمی انسانی چیزی باقی نماند.سپس دانشگاه مازندران رابصورت سکوی پرش خود به سوی جایگاههای علمی ودولتی برای خودوطرفداران خویش درآوردند.

          این گروه نه تنهابااخراج وراندن استادان نخبه وسطح بالاجلوی پیشرفت دانشگاه راگرفتند،بلکه باحضورخودوهم پیمانان خویش دانشگاه رادچارپسرفت ساختندودرواقع کمردانشگاه مازندران راشکستند.

        بایدبه یادآوردکه دانشگاه تکمیلی شمال ایران ازروی دانشگاه هارواردنسخه برداری شده بودواستادان آن دانشگاه ودانشجویان آن درسطح بالایی قرارداشتندوقراربوداین دانشگاه مهم ترین دانشگاه رشته های تحصیلات تکمیلی درایران شود .

         همزمان بامتلاشی کردن هیئت علمی دانشکده تکمیلی شمال ایران ،گروهی که ازبابل آمده بودند،وهمکاران آنان دربابلسرکه چنانکه گفتیم درراس اینان محمد عیسایی تفرشی قرار داشت،ازاستخدام هراستاددارای دکتراوحتا پساکارشناسی که ازسوادخوبی برخورداربودندولی ازمنافع آنها پیروی نمی کردند وازگروه آنان نبودند،خودداری می کردند.

           وچون تحمل کارمندان قوی و باتجربه راهم نداشتند بجای استفاده ازآنهاتلاش کردندتاآنان راازسرراه خودبردارندوآسانترین راه به نظرآنهااتهام زدن های های غیرقانونی وپرونده سازی واخراج  بوده است. تصورکنیدکه اتهام رفتارخلاف شئون شغلی واداری راکه زیادبه آن استنادمی کردند،وبوسیله یک کارشناس ریاضی که بطورغیر قانونی رئیس هیئت بدوی بود،می توان به عده زیادی ازکارکنان مخالف بویژه مخالف انتقال دانشگاه به بابل واردکرد ودفاع آنان راهم نپذیرفت.این اتهام تنها یکی ازاتهامهای نوزده گانه هیئت بدوی بوده است.ولی حسن حسین اده رئیس هیئت بدوی ازآن خیلی خوشش می آمد چون خیلی کلی بودوبه آسانی می شدآن رابه یک کارمنددانشگاه واردکردوچسباند.

           بیشترین مسئولیت نابسامانی های این دانشگاه متوجه کسانی است که پس ازتشکیل دانشگاه مازندران درراس وزارت علوم قرارداشتندمانندمحمدعلی نجفی آنروزودکترمحمدعلی نجفی امروزکه دربیست و هشت  سالگی خودوزیرعلوم شدودکترفرهادی ودکترایرج فاضل که درانتصابات خودبرای ریاست این دانشگاه باتعیین افرادناتوان برای اداره آن،نابسامانی رادراین دانشگاه بیشترکردندورایطه وپارتی بازی رواج یافت وهنوزهم ادامه داردوهمینهابودندکه بعدهااصلاح طلب شدند.

          به گفته مسُولین کنونی دانشگاه مازندران هنگام تحویل گرفتن ازرییس دوره پیش(دکتراحمداحمدپور) ،دوازده میلیارد تومان بدهی وجودداشته است که درآغازبکاررئیس جدیدبه این دوره منتقل شد.بنابراین بدهی های ناشی ازپرداخت حقوق های کارکنان غیر قانونی که گاهی دربعضی ازدوره ها تعدادآنان بیش ازیکصدو پنجاه نفربوده،نقش مهمی درمجموع بدهی های دانشگاه داشته است.ازجمله مانع اقدامات رفاهی می شد.

         آیامدیران کنونی دانشگاه که می گوینداین مساله مربوط به گذشته است وماآن راتکرارنمی کنیم درعمل وهنگام فرارسیدن عمل هم بدان پایبندخواهندبود.درآن صورت تمام کسانی که بزیان دیگران مقررات رادورزده وازدرعقب واردشده اند،بایددرآزمون ورودی شرکت نمایندوآزمون مربوطه هم جدی گرفته شودواصولااگرواقعابه گفته خودپایبندهستندبایدازهم اکنون کسانی راکه برخلاف مقررات دولت ودانشگاه وبااستفاده ازروش مسموم پارتی بازی ورابطه وبه گفته معروف (ازدرعقب) واردشده اند،درلیستی بگذارندکه برای نخستین باربایدآنهاهم درآزمون ورودی شرکت نمایند.و گرنه بازهم دربه روی همان پاشنه خواهدچرخید.واصولانگهداشتن ویاهرنوع تغییروضع استخدامی کارکنانی که بدون ضابطه واردشده اند،ووزارت علوم هم دستوراخراج آنان راداده است،همکاری با مسئولان خلافکارگذشته وادامه دادن به بی قانونی های آنان است.بویژه آنکه برای پرداخت حقوق ومزایای آنان بایدازردیف های دیگربرداشت ومرتکب کارهای غیرقانونی شد.

          *-رئیس یادشده دانشگاه مازندران(دکتراحمداحمد پور)که آنهمه حقوق جوانان دیگررابرای استخدام نامشروع فرزندان وافراد موردنظرخودپایمال کرد،مناسفانه چندهفته پیش براثرسکته روی درنقاب خاک کشیدوآشکارنیست چگونه باآنهمه ادعای پیروی ازدین اسلام وگذاشتن ریش انبوه به عنوان اعلام وفاداری خودبه تعالیم این دین،دردنیای دیگرجواب آنهمه بی عدالتی وحق کشی هاراکه درراس دانشگاه مازندران انجام داد،خواهدداد.چنانکه درمتن این نوشته هم آمده است،وی دوازده میلیاردتومان وبقولی بیشتر،ازبودجه رئیس بعدی رابرای دانشگاه درزمان ریاست خودخرج کردوبرای رئیس پس ازخودبدهکاری گذاشت که باتوجه به مشکلات اقتصادی دانشگاه مازندران مبلغ بالایی است.سودشخصی وتحکیم قدرت نقش مهمی درکارکردهای این فردداشت.

          **- دکترفرجی داناوزیرپیشین آموزش عالی طبق نوشته روزنامه آفتاب مورخ ۱۳۹۴/۳/۲۳وضع آموزش عالی رادردودوره پیشین ریاست جمهوری (دوره احمدی نژاد)تنهابابکاربردن چندواژه اینطوربیان کرد:
«دودمان آموزش عالی رابه باددادند».

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *