دستنوشته های ساکنین کناره دریای مرده(بحرالمیت)*

 

              پیشگفتار

             نزدیک به پیدایش مسیحیت گروهی ازکلیمیان برای فرارازآزارمخالفین خوددرمنطقه کوهستانی کامرون(قمران)دریک جاجمع شدندومدینه فاضله جدیدی رابرای خودتشکیل دادند.این گروه بعداازتعالیم مسیح هم استفاده کردندوازفرهنگ ودانش خوبی نیزنسبت به مردم دنیای زمان خودبرخوردارشدند.تومارهای دست نوشته آنان به طوراتفاقی وتوسط چوپانی عرب که برای پیداکردن بزغاله گم شده خودسنگی رابه درون غاری پرتاب کرده بود،کشف شد.پرتاب سنگ باصدای ناخوش آیندشکستن کوزه همراه بود.علت انقراض مدینه فاضله آنان به درستی آشکارنیست ولی یکی ازآن علت هاوشایدمهمترازهمه نبودن زن وخانواده درجامعه آنان بوده است.زیراشرط نخست ادامه وبقای هرجامعه ای تولیدنسل است تابه طورمداوم به بقای خود ادامه دهد.البته نمی خواهیم مته لای خشخاش بگذاریم وتنهاهمین رامی پرسیم که آنهاوصوفیان خودمان اگرمی خواستندپاک وپر هیزگاربمانندباغریزه جنسی خو یش چگونه کنارمیآمدند.این نقطه ضعف مدینه فاضله آنان بود.ولی نکات قوت هم داشتندکه امروز هم باحضور«دهکده جهانی» مشکل می توانیم مانند آن راپیداکنیم.                «تومارهای بحرالمیت»یاتومارهای کامرون»

                نویسنده :

                دکترمحمدعلی نجفی

                اهمیت وارزش پیدایش این تومارهاازچندنظرموردبررسی قرارگرفته است:

               ۱ – ازنظرلاهوتیان ورابطه بین یهودیت ومسیحیت ومشخص شدن موارداختلاف باتوجه به سفرهای اصلی کتاب عهد عتیق.

               ۲- اهمیت زیادواستثنایی سفرهای مردودوباصطلاح خودیهود(اپوکرافیا)ازنظرعلمی وجای پاواثرانگشت کیهانیان درکا رزمین دردوره های دور.

              چندنشانه

           نامه ای است ازیک کشیش به نام تیموتیوس درقرن هشتم میلادی حاکی ازپیدایش سفرهایی ازکتاب عهدعتیق درغا ری درهمین مناطق وافرادی مومن وبی نظرازکلیمیان که به اومی گویندکه این سفرهانظرمسیحیان رادراختلاف باکلیمی هاتا یید می کند.

       ازبررسی تومارهای جدیدبازاین نکته موردتاییداست که برگردان عهدعتیق که توسط ۷۰ نفرمنتخب به یونانی انجام شده است،درقرن نخست میلادی موردتاییدکلیمی هابوده است.وبویژه جماعت کامرون که پاکترین وپرهیزگارترین جماعت قوم کلیمی درآن زمان محسوب می شدند.

      قوم کامرون

         دردانشنامه بلنیوس (۲۳-۷۹ م)درباره قوم کامرون،قوم پاک واستثنایی که تااندازه زیادی شبیه عارفان وصوفیان پاک مسلک خودمان می باشندچنین آمده است که قومی ازیهوددرساحل غربی بحرالمیت زندگی می کنند.اینان گوشه نشین وگوشه گیرمی باشند.راه وروش زندگی آنان خیلی ازراه وروش زندگی دیگران متفاوت است.

        ازدواج نمی کردندوازشهوت های جنسی بدوربودند.باپول سروکاری نداشتند،بیشترازمیوه درختان تغذیه می کردند.بااین وضع تعدادآنهانه تنهاکمترنمی شد،بلکه روزبروزروبه افزایش هم می رفت.زیرا،بسیاری ازمردم که بارزندگی آنان راخسته کرده بودبه آ نهاروی می آوردندوبدین ترتیب اینان همنوعان خودرادرتاریخ جاودان ساختند. باآنکه هیچگونه زادوولدی نداشتند،رستگاری وپاکی وهدایت دیگران آنان راغنامی بخشید.اکنون سرزمین آنان متروک شده است وگورستانی بیش نیست.

      « یوسفیوس »مورخ قرن اول پس ازمیلاد« ۳۷- ۱۰۰»درکتاب«جنگهای یهود»می نویسدکه درزمان اوسه فرقه فلسفی یهود وجودداشته است :

      ۱-       فریسیون

     ۲-       صدوقیون

    ۳  –     حاسیون یا آ سیون یا اسی نیون

         فرقه اخیردراصل یهودی بوده،همدیگررابسیاردوست می داشتند،لذتهای جسمی راگناه وریشه شرمی دانستندوازآن پرهیزداشتند،به عفت وپرهیزگاری مباهات داشتندوپیروزی برشهوات ولذت های جسمانی رافضیلت می دانستند.ازازدواج دوری می کردند.فرزندان دیگران رابه تربیت می گرفتندوازافرادبااستعدادآنان شاگردانی درمکتب خودپرورش می دادند.ولی اینان بطور کلی زناشویی راتحریم نکرده بلکه ازرفتارناهنجارزنان نفرت داشتندومعتقدبودندکه درمیان زنان فردی که به یک مردوفادارباشد وجودندارد.اینان ثروت راتحقیرکرده،زندگی دستجمعی باهم داشتندوهمه دردارایی باهم یکسان بودند.فردواردبه جرگه آنان همه دارایی خودرابه جماعت می دهدوبه اندازه نیازازآنان  دریافت می دارد.بین انهانه فقر وجودداردونه دارایی.اینان وکلای خرج دارند که زندگی جمعی آنهارااداره می کنند.شهرمعین برای زندگی ندارند.درسفربه هرشهری که برسندنزدهم مسلکان خودرفته،و آ نهاهم ماننددوستان قدیمی ازمیهمانان خودپذیرایی می کنند.لباس وکفشهای خودراتاحدی که امکان استفاده ازآن برودمورد استفاده قرارمی دهند،خریدوفروش باهم ندارندونیازمندیهای خودراازیگدیگرتامین می کنند.ترس ازخداونددرمیان آنان بسیارشدید است. پیش ازسرزدن آفتاب دراموردنیوی باهم گفتگونمی کنند.ازبرآمدن آفتاب تاساعت ۵ پس ازنیمروزکارمی کنندوآنگاه دریک محل دورهم جمع می شوند.نخست غسل وسپس جامه ای سفید برتن می کنندوآنگاه به طرف اتاق صرف غذارهسپارمی شوند. گویی واردجایی مقدس شده اند.سکوت کامل براتاق حکمفرمامی شود.نانوامی آید وگرده های نان رادربرابرآنهامی گذارد،آشپزیک نوع خوراک رابه آنهامی دهد.پیش ازخوراک نمازودعا می خوانندوهیچکس حق خوردن ودست زدن به غذا را پیش ازانجام این نما زندارد.خداوندراپیش ازصرف غذاوپس ازصرف غذاسپاس می گو یند.هیچکس سخنان دیگری راقطع نمی کند.افرادبیگانه این سکوت رانشانه ای ازیک رازبزرگ می دانند.امانت ودرستی وروابط پاک آنان موردتوجه همگان است.سوگندنمی خورندچون سوگندیادکردن راازشکستن سوگندبدترمی دانند.چه می گویندکسی که برای اثبات گفته اش نیازبه سوگندداشته باشدمستحق عقاب است.احکام آنان ازدادگاهی که تعداد افرادآن ازصدنفرکمترنیست صادرمی شودولی این حکم قابل تغییرنمی باشد.

           روزشنبه رامقد س می شمارندوحتادرروزشنبه ازنعوذکردن نیزمی پرهیزند.پس ازنعوذغسل راواجب می دانند.هنگامی که موردشکنجه رومیان قرارمی گرفتند،شکنجه وفشارراباآغوش بازمی پذیرفتندوهیچگاه کسی ازآنان زیرفشاروشکنجه ازعقایدخودبر نگشت.وحتاقطره ای ازاشک برگونه های آنان دیده نشدوسرانجام جان خودرا از دست میدادند.

          همین مورخ سپس به شرح اندیشه های فلسفی این سه فر قه می پر دازدکه بسیارمفصل است.

        به ظاهرپیدایش چنین فرقه هایی همیشه واکنش فساداجتماع به ظاهرپیدایی وانحطاط جوامع زمان بوده است ومادرتاریخ،پیدایش چنین جوامع کوچک وچنین فرقه هایی راهمواره درنقطه های عطف تاریخ ودردوران دگرگونی جوامع به چشم می بینیم.

         درباره این سفرهایک نکته اساسی اهمیت داردو آن اینست که این نسخه هافاصله زمانی کوتاه بانسخه اصل ومادر دارند،مثلاسفردانیال تنها ۵۰ سال فاصله بازمان ایجادوپیدایش اصل سفردارد(۱۶۴ پیش ازمیلاد).سفرجامعه(غارشماره ۴) تنها صدسال فاصله باسفرمادردارد.واین نزدیکی وفاصله زمانی کوتاه بین پیدایش سفراصلی ونسخه موجودامری است بسیارنا دروحتادرپاپیروس های مصری چنین فاصله زمانی کوتاه دیده نشده است. بررسیهانشان می دهدکه درسفرهای تورات درقرن های بعددستکاری شده است ونظرمسیحیان قرن اول ودوم درموردمتنهای کتاب عهدعتیق درست است.

            سفر های اپو کرافیا

        سفرهایی که نزدیهودومسیحیان مردودوبه نظرآنان ساختگی بوده است « اپوکرافیا» نامیده می شودوعلت آن بادیدامروزماکه این سفرهاراباارزش ترین اسنادعلمی تاریخ انسان بحساب می آوریم اینست که درآن زمان هیچ نظرگاهی وجود نداشته که بتواندآن را تفسیروتوجیه بکند.مسایلی دراین سفرها نهفته است که تنهادردوره فضاوبادیدوسیع فضایی انسان وپذیرفتن رابطه این کره خاکی باتمدنهای غیرزمینی دردوران های گذشته می توان آنهاراتفسیروتوجیه کرد.چه کاهنان یهودآن سفر ها رابرخلاف توحیدوعقایداصلی خوددانسته ودستورپنهان کردن ونخواندن آنراداده اند.این سفرهاشامل :

     ۱ – «سفر پیدایش کوچک» دربرابر«سفر پیدایش بزرگ»

    این سفربادقت ویژه بازگوکننده مسایلی است که اثرانگشت کیهانیان رادرکارزمین نشان می دهد.

    ۲ – سفراخنوخ یا«انوک» که بسط جالبی است درموردفصل ۵و ۶ سفرپیدایش وواقعه توفان نوح .

     سفراخنوخ درواقع کشکولی است ازرویاهاازگفتگودراصل شروفسادوفرشتگان وشیطان هاوبهشت ودوزخ ومسایل دیگر.پژو هشگران این سفربزرگ علمی رابه پنج بخش تقسیم کرده اند:

    فصل ۱-۳۶ که با سفرنوح ارتباط دارد.

    فصل ۳۷-۷۱ که بخش تشبیهات وامثال است .

    فصل ۷۲-۸۲ که درموردستارگان وصورتهای فلکی است.

   فصل ۸۳-۹۰ که درموردرویاهای مطرح شده می باشد.

        ازفصل ۹۱ تا ۱۰۴ رویاهای هفته هااست.ومسئله این همه رویاهاکه درمتن های دینی ومذهبی قدیم آمده است اکنون زیرعنوان انسان وموجودات کیهانی بررسی می شود.این سفرهاآن هنگام ساختگی ویارویامعرفی می شد.نکته ای که در بررسی های این طومارهاچشم گیراست معرفی مردی به نام «آموزگارراستین» است.این آموزگارراستین یک انسان ساخته شده نیست ونمونه اورادرتمام تاریخهای پیش از قدیم می بینیم،انسا نی برترازانسان ها،کسی که همه چیز را می داندوهمه چیزرامی بیند.چشمی است که برهمه اتفاق هاآگاه است .اوکه به کنه مطالب آگاهی داردودرون آنهارامی بیند،اخبارپیش ازتوفان راخبرداده،دست به مسافرت های طولانی زده است،پدری که توجه دارد،ومنبع آبهای زنده است.کسی که درآسمان هابرفرازعرابه خوددرحرکت است و…

        این روش توصیف درهمه اسنادوتومارهای قدیم که بادوره های ناشناخته ازتاریخ انسان ارتباط دارنددرباره «موجودی» آمده است.کسی که ماهیت اوبرآنان وبرناقلان قول آشکارنیست.درافسانه های هندی،سومری،مصری،مایایی،تومارهای قوم یهود وخودعهدعتیق مدام یادی است ازاین موجوداستثنایی واشتباه نشودکه این موجوداستثنایی مجسم است ودیده می شود.

       به هرحال قومی که تومارهارابوجودآوردندوبرغنای تمدن بشری افزودند،اکنون وجودندارندولی خاطره ای راازخودبجاگذاشتندکه می توان گفت خاطره ای انسانی است.

       *-این مقاله درمجله دانشمندشماره ۱۵۳ نوشته شده ونام آن«تومارهای بحرالمیت»یاتومارهای کامرون می باشد.بخشی از مقاله یعنی مطالب مربوط به کیهانیان حذف ودرواقع کم شده است.

/strong

2 فکر می‌کنند “دستنوشته های ساکنین کناره دریای مرده(بحرالمیت)*

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *