واکنش دکترعبدالحسین نوایی برای هدیه ای که یک دانشجوبرایش برد.

             استادگرامی جناب آقای دکترنوایی

             سلام

            زبیم آنکه بسوزددلت زگریه من         بجای آنکه بنالم زدردمی خندم*

             دیروزپیش ازامتحان،جناب آقای دکترافقه مطالبی فرمودندکه مانندآتش درکوره گداخته ذوب شدم.اگرچه ممکن است این اجازه رانداشته باشم نامه ای خدمتتان بنویسم ولی،جراحت زخمهای دردآلوده جسم وروحم رامتلاشی کرد.بنده بعنوان یک انسان ساده لوح وباقلبی آکنده ازصداقت واخلاص ذاتی پیروسلک درویشی توام باصفاوصمیمیت بهمه،بویژه به جنابعالی ارادتی بی حددارم.ازاین روهدیه ای کوچک که ازمال شرعی وعرفی خودخریداری کردم،به عنوان یادبود تقدیم داشتم.خوشبختانه حضرتعالی ببزرگی خودتان وبااصرارپذیرفتید.

         درخانه جنابعالی واقع درتهران شماوسرکارعلیه خانم محترم وفردی یکتا مطلع بودند.گرچه ازنظرفکری درسطح پایین هستم ولی تابع خصوصیات انسانی توام باصفای بیش ازحدعاطفی می باشم.

      پس ازتصادف رانندگی وخونریزی مغزی،یاری خدای بزرگ مراعمری دوباره داد.ازاین رووجودم راوقف راه خیرکردم ودرحدشایستگی وامکانات دراین راه مقدس کوشا هستم.

        شمامی توانید ازیک یک افرادمقیم شهرمادراین باره پرسش بفرمایید.ازطرفی چون رابطه استادبادانشجومانندرابطه پدرفرزندی است،هدیه کوچک من تنها بپاس عشق وعلاقه بنده نسبت به جنابعالی به تحقق پیوسته واگراحساس کردیدتوهینی به مقام شما بود،ای کاش درهمان خانه خودحقیررادراتاق دیگرتنبیه اخلاقی وحتابدنی می فرمودید.باوربفرماییدباکمال میل پذیرامی شدم.زیرااین تنبیه نمونه علاقه ودلبستگی پدرنسبت به فرزندتلقی می گردید.واگربه جهت اخلاقی این کاردرخانه امکانپذیرنبود،دردفترکارتان درمدرسه عالی انجام می شد.بزرگترین حسن این کارخودآگاهی طرفین بود.ولی نمی دانم چرابارسوایی بزرگ وآبروریزی بنده رادرمحضردادستانی فکری خودبدون حق دفاع بی رحمانه محکوم کردیدوبه دارآویختید.

          چه خطایی ازمن سرزده که این چنین کیفردیدم.رفتارشماوایجادرسوایی به ویژه دردوران گذراندن امتحان،تمام فکرم رابجای مطالعه دروس بعلل این آبروریزی جلب ووجودم راکاملامسخ کرد.

         به قول مشهوراگرحسین یک مسلمان (ازنظرخلیفه وقت)نبوددست کم یک انسان وارسته بود.

         اگرشماقصدداریداذیتم کنی،باصداقت وشهامت بی گناهی،سرم رادرسکوی گیوتین می گذارم.بگذاردرهمانجاخاموش گردم.اگردادن هدیه جرم است که،روزی پیرزنی فرتوت به امام جعفرصادق یک ران ملخ داد.حضرت باروی بازآنرادردهان گذاشت.

           غرض آزردن من است.جناب آقای…امروزصبح درجلسه امتحان بانکداری گزارش تحقیق آقای رکنی راکه به جنابعالی دادم (خوشبختانه خودتان تقبل پذیرش این گزارش راقول داده بودید)بمن مستردکرد.به عرض رساندم دیروزبعدازظهرامتحانش رادادم.بخصوص درپرسشهای امتحانی،پرسشهای گروه الف اختصاص به کسانی داشت که گزارش تهیه نموده بودند.وپرسشهای   گروه الف وب رابرای سایرین درنظرگرفته بود.

           اگردیروزحتادرجلسه امتحان این گزارش رابرمی گرداندید،تنهابه پاسخ گروه الف اکتفانمی کردم وبه همه پرسشهاجواب می دادم.حال بنده تنها گروه الف که مختص تهیه کنندگان گزارش بود،باگزارش ۱۰ نمره که استادرکنی تعیین کرد،باپاسخ پرسشهااحتمالادرسطح ۱۶(ب) می شوم.امادرحال حاضر( ه)می گیرم.

         اینهانمونه ای ازانتقامجویی وتسویه حساب یک مقام علمی کشورازیک دانشجواست.آنهم درست پس ازامتحان گزارش راتسلیم می کند.اگرانتقام درلحظه عمل به مذاق شخص شیرین ودلچسب ومطلوب محسوب می گردد،امافرجام آن نمونه ای ازناتوانی شخص بوده وزشت وناگواراست.اصولابرای پیشگیری قدم به قدم انتقامجویی،ممکن است سلولهای مغزتان راناراحت کند.بااصراروصادقانه درخواست می کنم یکباربرای همیشه وبطورقاطع دستور بفرماییدمرابه هرعلتی که می دانیدازمدرسه عالی اخراج کنندونامم راازلیست دانشجویان محونمایند.زیرا،به اندازه کافی اذیت شدم ودیگرتوانایی کارشکنی وانتقام جویی جزیی را ندارم.

           تنهاخوشحالم که دراین مدت به اندازه کافی تجربه اندوختم.چون واقعیت باحقیقت ازنظرمعنا فرق می کند.ترجیح می دهم بقیه وجودم راتنهابرای خودنگهداری کنم وشکایت بی عدالتی شماراتنهابه آقای خودعلی کردم.خداحافظ شما.

          *-این نامه ویرایش شده ونام وامضای دانشجودرآن آورده نشده است.داوری درباره مطالب آن نیزبعهده خواننده است.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *